X
تبلیغات
هیت سیتی
شهرستان رَفسَنْجان از شهرستان‌های استان کرمان است. مرکز این شهرستان شهر رفسنجان است. جمعیت شهرستان بنا بر سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، برابر ۲۹۵٬۱۷۵ نفر بوده است[۱].

این شهرستان در شمال غرب کرمان قرار دارد و از لحاظ ارتباطی شهری در سر راه دو شهر کرمان و یزد است. بخش نوق از بخش‌های این شهرستان می‌باشد. بخش نوق به مرکزیت فردوسیه در جلگه‌ای بین دو رشته کوه قرار گرفته و دارای تقریباً ۱۰۰ کیلومتر طول است. این بخش به علت داشتن خاک مناسب، بهترین منطقه استان در برداشت محصول پسته می‌باشد. پسته رفسنجان شهرت دارد.

شهرستان رفسنجان با وسعتی حدود ۱۰٬۶۷۸ کیلومتر مربع در شمال غرب استان کرمان واقع شده است[۲].با بخش‌های مرکزی، نوق، کشکوئیه، فردوس و شهرهای رفسنجان، مس سرچشمه، کشکوئیه، بهرمان، امین شهر(حسین آباد) می‌باشد که شهرستان شهربابک نیز در سال ۱۳۵۴ و شعرستان انار در سال 1388از این شهرستان منفک و مستقل گردیده‌اند. از شمال بهشهرستان بافق در استان یزد از جنوب به شهرستان‌های سیرجان و بردسیر از مغرب به انار شهربابک واز مشرق به کرمان واز شمالشرق به شهرستان زرند محدود می‌شود. ارتفاع این شهرستان در مرکز شهر ۱۴۶۹ متر از سطح دریا است.۴۵ درصد از جمعیت شهرستان در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و مهم‌ترین فعالیت اقتصادی آنها باغداری (کشت پسته) است. در ۵۰ کیلومتری جنوب این شهرستان کارخانجات مس سرچشمه واقع شده‌است که بزرگ‌ترین معادن مس ایران در آن فرآوری می‌شود.

محل شهرستان رفسنجان در نقشهٔ استان کرمان.

تاریخچه رفسنجان :

رفسنجان اسامی مختلفی دارد که بیشتر در ارتباط با ذخایر زیر زمینی آن نامگذاری شده‌است. مانند رفسنگان یا رفسنگ به معنای مس که عربی شده آن رفسنجان است. از دو کلمه رفسنگ به معنای مس و کان به معنای معدن. این شهر قدمتی دیرینه دارد و باغ‌های پسته آن مشهور است.

گردشگری :

جاذبه‌های تاریخی :

گرچه این دیار بارها توسط جهانگشایانی مانند تیمور - شیبک ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده‌است اما چون دیگر جاهای سرزمین عزیزمان ایران همچنان به حیات پر افتخار خود ادامه می‌دهد گذشته آباد و پر رو نق این شهرستان سبب گردیده تا در گوشه و کنار آن آثار و ابنیه تاریخی به وفور وجود داشته باشد که از جمله آنها می‌توان به قلعه‌ها کوشکها، کاروانسراها، تیمچه‌ها، بازارها، برجها، عمارتها، آب انبارها، یخدانها، معبدها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌هاهای باستانی، آسیابها حمامها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروان سرای کبوتر خان رفسنجان، خانه حاج‌آقاعلی در رفسنجان یا بزرگترین خانه خشتی جهان، بازار و آب انبار حاج‌آقاعلی از مجموعه تاریخی حاج‌آقاعلی در رفسنجان اشاره کرد.

جاذبه‌های طبیعی :

علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات ۱۲۰ هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون داوران، دره در، راویز، خنامان نیز از جاذبه‌های طبیعت این منطقه‌است آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از دیگر اماکنی است که طبیعت برای مردم این دیار به ارمغان آورده‌است

روستای داوران :

روستای داوران در ۳۰ کیلومتری شرق رفسنجان و بین راه رفسنجان زرند می‌باشد. روستای داوران به دلیل سرسبزی.. واقع شدن در ارتفاع. داشتن باغات میوه از نقاط بسیار دیدنی در این شهرستان است اطراف این روستا کوههای بلندی است که معروفترین آنها کوه کوسه‌است که وجه تسمیه آن بدلیل سنگی بودن کامل و عدم رویش گیاهان در آن است - آب قنات داوران تا چند سال پیش به عنوان بهترین آب در کل منطقه رفسنجان شناخته می‌شده. در بالا ده و پایین ده دو برج با قدمت بیش از صد سال است که برای محافظت از شر دزدان و راهزنان مورد استفاده قرار می‌گرفته. اماکن زیارتی بی بی گوهر در ابتدای داوران و شفاخانه حضرت علی علیه السلام در بالای ده. از جاذبه‌های دیدنی که توسط کوه نوردان داوران کشف شد می‌توان غار میرزا را نام برد که طراف داوران و در کوه‌های دره رنج وجود دارد. در این روستا نیز علامه‌ای دفن است که نیز در زمان عمر خود مجتهد بوده وعالمی توانا بوده‌است این عالم معروف به سید هجری می‌باشد که مردم داوران ایشان را یکی از عالمان برجسته می‌دانند وارادت خاصی نسبت به ایشان دارد در ضمن مردمان داوران وابستگی عمیقی به اهل بیت پیامبر مخصوصا امام حسین علیه السلام دارند.

کوه پورکان :

این کوه در شمال شرقی شهر بابک و غرب شهرستان رفسنجان واقع شده و از کوه‌هایی چون نجیب، اسپزا، محمدآباد و... که ارتفاع غالب آنها بیش از ۲۵۰۰ متر می‌باشد، تشکیل یافته‌است. خشکرودها و مسیل‌های چندی از این کوهستان سرچشمه می‌گیرند که مهم‌ترین آنها رودخانه جاروچی نام دارد که رو به شمال جریان یافته و در شوره‌زارهای پیرامون انار فرو می‌رود.


چشمه حسین‌آباد :

این چشمه در فاصله ۳۶ کیلومتری جنوب‌غربی رفسنجان واقع شده‌است. مظهر چشمه در سردابه‌ای که با پله پایین می‌رود و در زمین‌های آبرفتی دوران چهارم که اطراف آن را چین‌خوردگی‌هایی پوشانده‌است، قرار دارد.

آب این چشمه از نوع آبهای کلروه سدیک و سولفاته کلسیک گوگردی است. خواص درمانی این نوع آبها به سبب همراه بودن گوگرد با ترکیبات کلروه باعث درمان بیماری‌های رماتیسمی، پوستی، گوش و حلق و بینی و بیماری‌های زنان و مجاری ادرار می‌شوند.


چشمه آب معدنی قاسم‌آباد :

این چشمه به فاصله ۶ کیلومتری شرق رفسنجان در روستای قاسم آبادواقع شده و در اصل قنات قدیمی است که آب آن از سالهای گذشته مورد استفاده درمانی، اهالی منطقه بوده‌است.

آب این چشمه در درمان بیماری‌های رماتیسمی، گوش و حلق و بینی موثر می‌باشد و همچنین اثر نیرو بخش نیز دارد.


چشمه معدنی آباد آوران :

این چشمه در ۵۸ کیلومتری شمال شرقی رفسنجان قرار گرفته و اطراف آن را منطقه شنهای روان دوران چهارم فرا گرفته‌اند و مظهر چشمه در دهانه کوهی به نام دره زرد که در امتداد کوه اوران است قرار دارد. خواص درمانی آب این چشمه عبارت است از آسان ساختن اکسیداسیون و دفع مواد ازته، همچنین اثر مقوی و مؤثر در دستگاه گوارش و بیماری‌های عصبی و زنان دارد.

مکان‌های زیارتی و مذهبی :

امامزاده رضا معروف به سید غریب در جنوب غربی رفسنجان و ابتدای جاده یزد قرار دارد.امامزاده بی بی گوهر در روستای داوران واقع در جاده زرند، امامزاده بی بی حیات در روستای خنامان واقع در جاده کرمان، امامزاده سید جلال الدین اشرف در روستای شمس آباد نوق و سید حسین دارابی در راویز قرار دارد.سرچشمه در ۵۰ کیلومتری وامامزاده ابراهیم درشهربهرمان ۶۵کیلومتری این شهرستان از شهرهای رفسنجان محسوب می‌گردد.

تقسیمات کشوری :

علاوه بر شهر رفسنجان، شهرستان رفسنجان دارای شهرهای مس سرچشمه، امین شهر(حسین آباد)، کشکوئیه و بهرمان است.

  • بخش مرکزی شهرستان رفسنجان
    • دهستان آزادگان
    • دهستان اسلامیه
    • دهستان خنامان
    • دهستان دره دران
    • دهستان رزم آوران
    • دهستان سرچشمه
    • دهستان قاسم آباد
    • دهستان کبوترخان

شهرها: رفسنجان و مس سرچشمه.

شهر: و امین شهر(حسین آباد)

  • بخش کشکوئیه
    • دهستان راویز
    • دهستان شریف آباد
    • دهستان کشکوئیه

شهر: کشکوئیه.

شهر: بهرمان

شهر: صفائیه

دانشگاه‌ها :

ترتیب بر اساس حروف الفبا

  1. دانشگاه آزاد اسلامی
  2. دانشگاه پیام نور
  3. دانشگاه علامه جعفری
  4. دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
    1. پزشکی
    2. دندانپزشکی
  5. دانشگاه کار
  6. دانشگاه ولی‌عصر رفسنجان

مطبوعات و سایتهای خبری :

در رفسنجان چندین نشریه به صورت هفتگی منتشر می‌گردد.
ترتیب بر اساس حروف الفبا

  1. هفته نامه آینه رفسنجان به مدیر مسئولی حسن باقری رفسنجانی و سر دبیری رضا رنجبر توتوئی
  2. هفته نامه بانگ جرس به مدیر مسئولی محمد اسدی (رئیس دانشگاه علامه جعفری)
  3. هفته نامه رفسنجان به مدیر مسئولی محمد ریاحی و مدیر اجرایی احمد ریاحی
  4. هفته نامه گلبانگ
  5. هفته نامه مهر آور

سایت خبری جرس آنلاین نیز اخبار این شهرستان را منتشر می‌نماید.

اقامتگاهها :

  1. هتل الماس
  2. مهمانسرای رفسنجان

محدوده محلات شهر رفسنجان :

  1. الله آباد (خیابان بسیج، خیابان شهید شریفی)
  2. قطب آباد (بلوار شریعتی غربی، خیابان معلم)
  3. کمال آباد (خیابان کارگر)
  4. عباس آباد، ده شیخ (حوالی بلوار مطهری)
  5. رحمت آباد (میدان استاد شهریار)
  6. رستم آباد (خیابان 15 خرداد)
  7. علی آباد (میدان انقلاب)
  8. فیض آباد (بلوار امام رضا)
  9. گرگین ( خیابان پاسداران)

عکس شهر رفسنجان, کرمان

خانه-ی حاج آقا علی , Haj agh ali Inn سقا خانه Sagha-khane پارک تقی آباد Taghi Abad Parkموزه ریاست جمهوریRafsanjan, Amir Kabir streetباغ پسته رفسنجان Pistachio Garden

+ نوشته شده توسط nima در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 و ساعت 18:10 |

شهرستان نیک‌شهر یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این شهرستان، شهر نیک‌شهر است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۸۸٫۷۱۳ نفر بوده است [۱].

اطلاعات کلی
نام رسمی: نیک‌شهر
کشور: ایران
استان: سیستان و بلوچستان
شهرستان: نیک‌شهر
بخش: مرکزی
نام‌های قدیمی: گِه
مردم
جمعیت ۱۴٬۴۸۳ نفر
زبان‌های گفتاری: بلوچی
مذهب: سنی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا: ۴۵۰ متر
اطلاعات شهری
شهردار: جمشید میری
پیش‌شماره تلفنی: ۰۵۴۶
وب‌گاه: www.nikshahr.com
جملهٔ خوش‌آمد به شهر
به نیک شهر خوش اومدید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقسیمات کشوری

شهر: نیک‌شهر

  • بخش بنت
    • دهستان بنت
    • دهستان توتان و مهمدان
    • دهستان دستگرد

شهر: بنت

  • بخش فنوج
    • دهستان فنوج
    • دهستان گتیج
    • دهستان مسکوتان

شهر: فنوج

شهرها: قصرقند

  • بخش لاشار
    • دهستان چانف
    • دهستان لاشار جنوبی
    • دهستان لاشار شمالی

شهر: اسپکه

جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۲٬۳۶۵ خانوار) ۱۴٬۴۸۳ نفر بوده است.[۱]

 

رتبه جمعیت

نیک شهر از نظر جمعیتی در حد متوسط قرار دارد و در استان سیستان و بلوچستان هشتمین شهر پرجمعیت این استان می‌باشد. همچنین نیک شهر ۳۶۵ اُمین شهر پرجمعیت دربین تمامی شهرهای ایران است و از شهرهایی مانند بیله سوار ، فریدونشهر ، بشرویه ، مهران ، منوجان و بندر جاسک بزرگتر و پرجمعیت تر است.

 

آثار تاریخی

شهرستان نیکشهر بناهای تاریخی فراوانی دارد که نشانگر وجود تمدنهای پراکنده از هزاره‌های قبل از میلاد تا عصر حاضر در این منطقه است. برخی آثار برجسته شناسایی شده شهرستان عبارت‌اند از:

  1. قلعه‌های تاریخی از جمله قلعه قصرقند، نیک شهر، بنت، فنوج، اسپکه، هیت و چانف.
  2. ده محوطه و تپه پیش ‌از تاریخ
  3. پنج درخت کهنسال
  4. سنگ نگاره‌های شمال قصرقند
  5. مسجد عبدالقادر در مجاور قلعه نیک شهر

 

مکان جغرافیایی

شهرستان نیکشهر درقسمت جنوب شرقی ایران با وسعت ۲۳۹۳۰ کیلومتر مربع وجمعیت ۱۲۸۹۰۱ نفر (براساس سرشماری سال ۷۵) در جنوب شهرستان ایرانشهر، شمال چابهار غرب شهرستان سرباز بین ۲۶ درجه و۱۲ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۱۲ دقیقه طول شرقی گرینویچ واقع شده است۰ شهرستان نیکشهر از نظر وسعت سومین شهرستان استان بعد از ایرانشهر و زاهدان بوده وشامل سه شهر نیکشهر، قصر قند و فنوج، ۱۶دهستان و ۸۱۶ پارچه آبادی است ۰ آب وهوای شهرستان گرمسیری بوده، و در این نوع آب وهوا بیشترین نوع محصولات کشاورزی قابل کشت وبرداشت بوده، طوریکه نام هندوستان کوچک براین منطقه نهاده اند۰

 

شهرستان نیکشهر به تفکیک بخش‌های تابعه آن

۱- بخش مرکزی (نیکشهر): این بخش تا زمان سلطنت رضا خان ”گه“ نام داشت بمعنی گهتر وبهتروبعد از آن به نیکشهرتغییر یافت ۰ نیکشهر در ۲۶ درجه و۱۳ دقیقه ۱۲۰ شمالی ۶۰ درجه و۱۲ دقیقه طول شرقی گرینویچ درارتفاع ۴۵۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است. این بخش دارای ۱۰اثر تاریخی شناسایی شده می‌باشد۰


۲- قصرقند: بخش قصر قند بین ۲۶ درجه و۱۳ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۴۴ دقیقه طول شرقی گرینویچ در ارتفاع ۴۵۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، دارای آب وهوای گرمسیری است ۰ قصرقند قبل از این نامهای مختلفی داشته از جمله می‌توان ” گمج رود” و” گنداوک” رانام برد .

در مورد وجه تسمیه قصرقند می‌توان گفت، قصرقند که در گویش محلی نیز آن را کسر کنت می‌گویند در واقع کسر برگرفته از واژه کستر بلوچی دارای ریشه پهلوی وفارسی میانه به معنای کوچک وکنت نیز به معنای آبادی یا شهر است وکسر کنت به معنای آبادی کوچک می‌باشد ۰ برای مثال به اسامی همچون پنج کنت یا پنج شهر یا کندی شاپور یا(معرب آن جندی شاپور) یعنی شهری که شاپور آن را ساخته یا روستایی در سراوان بنام پرکنت یعنی آبادی بزرگ یا پر جمعیت وغیره نام برد۰آثار شناسایی شده در این بخش نزدیک به ۱۴ اثر می‌باشند۰

۳- بخش فنوج : این بخش در قسمت شمال شرقی نیکشهر بین ۲۶ درجه و۳۴ دقیقه عرض شمالی و۵۹ درجه و ۳۸ دقیقه طول شرقی در ارتفاع ۷۳۰ متری ازسطح دریا واقع شده است۰ از نظر تاریخی منطقه فنوج بعلت دارا بودن محوطه‌های دوران تاریخی وپیش از تاریخ همانند قصر قند حائز اهمیت است ودارای ۸ اثر شناسایی شده است۰

۴- بخش بنت: بخش بنت که بین ۲۶ درجه و۱۷ دقیقه عرض شمالی و۵۹ درجه و۱۳ دقیقه طول شرقی گرینویج در ارتفاع ۴۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است ودارای ۶ اثر شناسایی شده‌است که از میان آنها ۲ اثر کلات زنگیان وتپه سهرین دوک از نظر فرهنگی وتاریخی حائز اهمیت ویژه‌ای است۰ ۵- بخش لاشار واسپکه: این بخش در قسمت شمالی نیکشهر ودر شمال غربی قصرقند بین ۲۶ درجه و۵۰ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۱۰ دقیقه طول شرقی گرینویچ در ارتفاع ۸۸۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است ودارای آب وهوای گرمسیری بوده ولی بعلت واقع شدن در میان ارتفاعات نسبت به آب وهوای سایر بخش‌های شهرستان خنک تر می‌باشد۰

دیدنی ها

از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به درخت مکرزن(انجیر معابد انبه) اشاره کرد. چند قلعه تاریخی نیز در اطراف شهر دیده می‌شوند.


راه های ارتباطی

نیک شهر از طریق راه‌های اصلی آسفالته به شهرهای مهمی مانند چابهار ، کنارک و ایرانشهر متصل است. همچنین راه آهن مهم چابهار - کرمان که در آینده به بهره برداری می‌رسد از این شهر عبور می‌کند. نیک شهر بعد از کنارک ، نزدیکترین شهر به بندرچابهار است.


 

 

+ نوشته شده توسط nima در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 12:2 |
نِیشابور یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شرق ایران می‌باشد.این شهر از مراکز فرهنگی، گردشگری، صنعتی و تاریخی استان خراسان رضوی و ایران است. شهر نیشابور مرکز شهرستان نیشابور است.

تاریخچه

بنای این شهر را از شاهپور اول دانسته‌اند و آن را یکی از چهار شهر بزرگ خراسان قدیم گفته‌اند. در دوره یزدگرد دوم (۴۳۸ - ۴۵۷ م.) نیشابور مدتی محل اقامت او بوده‌است. در دوره آخر حکومت ساسانیان ظاهراً نیشابور اهمیت اولین را از دست داده‌است، زیرا نام آن شهر به ندرت دیده می‌شود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (۲۶-۳۵ ه'.ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهریان و سامانیان نیشابور از نو موقعیت دیرین خود را به دست آورد. در اواخر حکومت مسعودغزنوی که سلجوقیان به مشرق ایران هجوم آوردند طغرل این شهر را مقر خود ساخت. در دوره حکومت سنجر نیشابور مورد هجوم غزان واقع شد (۵۴۸ ه'.ق). یاقوت نویسدغزان هر که را در این شهر یافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس یکی از غلامان سنجر به نام موید به نیشابور درآمد و مدرم را در یکی از محلات آن که شادیاخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئی بر گرد آن برآورد. اندک اندک نیشابور آبادان می‌شد که دیگر بار با هجوم مغولان (۶۱۸ ه'.ق.)ویران گردید. یاقوت که خود معاصر با مغولان بوده‌است چنین آرد: در حمله مغول مردمی که از شهرهای خراسان گریخته بودند در نیشابور گرد آمدند و این شهر را برای سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. یکی از مردم نیشابور تیری افکند و داماد چنگیزخان را بکشت. چنگیزخان خود عازم تسخیر نیشابور شد و این شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که یافتند بکشتند و شهر را با خاک یکسان کردند. درباره جمعیت نیشابور در این عهد سخن را به مبالغت کشانده‌اند چنانکه عده‌ای مردم شهر را دوهزارهزار نوشته‌اند که پیداست براساسی نیست ولی هرگاه شمار مردم مقیم آن را در عصر پس از غزان با مردمی که از شهرهای مختلف خراسان بدانجا گریخته بودند در نظر گیریم عددی بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول دیگر هیچ گاه نیشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد. گذشته از قبر خیام و شیخ عطار که در نزدیکی این شهر واقع است، بنای امامزاده محروق را باید نام برد. این بنا از آثار قرن هشتم هجری است و گنبدی عالی و کاشی کاری‌های بسیار زیبا دارد.

موقعیت جغرافیایی

موقعيت امروزين . نيشابور يکي از شهرهای مهم استان چهارم ايران است و محدود است از طرف شمال به کوه بينالود، از غرب به شهرستان سبزوار، از شرق به بخش فريمان از شهرستان مشهد و بخش کدکن از شهرستان تربت حيدريه و از جنوب به شهرستان کاشمر.

جمعیت

جمعیت این شهر بنا بر سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ برابر ۲۰۵٬۹۷۲ نفر بوده‌است که پس از شهرهای مشهد و سبزوار، سومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی به شمار می‌آید و سی و هفتمین شهر پرجمعیت ایران به حساب می‌آید.[۳]

گویش

گویش این شهر گویشی منحصر بفرد و خاص است.در این گویش کلمات اصیل فارسی به وفور دیده می‌شود.

مراکز علمی

  • دانشگاه علوم پزشکی نیشابور
  • آموزشکدهٔ فنی پسران
  • دانشکده کشاورزی شهید رجایی
  • دانشکدهٔ پرستاری
  • دانشکدهٔ هنر
  • دانشگاه آزاد اسلامی
  • دانشگاه پیام نور
  • انجمن سینمای جوانان ایران دفتر نیشابور
  • پژوهش سرای دانش آموزی(پدان)
  • سازمان مدیریت صنعتی
  • موسسهٔ آموزشی زبانسرای تهران نمایندگی نیشابور
  • مرکز تربیت معلم دانشور (آموزش عالی فرهنگیان)
  • آموزشکده عالی فنی و حرفه‌ای سما - واحد نیشابور
  • آموزشکده فنی وحرفه‌ای دختران نیشابور
  • انجمن نجوم خیام
  • گردشگری

    نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله می‌توان به آرامگاه کمال‌الملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امام‌زاده محروق وابراهیم، بی‌بی شطیطه، و قدمگاه نیشابور اشاره کرد. زیباترین گردشگاه‌های نیشابور در دامنهٔ رشته‌کوه‌های البرز قرار دارند، از جمله می‌توان به روستاهای دیزباد، خرو، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کرد.[نیازمند منبع] نيشابور بر سر راه تهران به مشهد واقع شده است و فاصله آن نسبت به شهرهاي اطراف به شرح زير است : تا تهران 776، تا مشهد 117 و تا سبزوار 116 کيلومتر است.

    آب و هوا

     

    نمودار آب و هوا برای نیشـابور
    ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
     
     
    27
     
    10
    -3
     
     
    16
     
    16
    1
     
     
    11
     
    22
    5
     
     
    1
     
    29
    10
     
     
    1
     
    33
    15
     
     
    1
     
    34
    18
     
     
    3
     
    32
    16
     
     
    26
     
    27
    12
     
     
    49
     
    21
    8
     
     
    52
     
    14
    2
     
     
    36
     
    9
    -3
     
     
    33
     
    7
    -5
    دما بر حسب سلسیوسمجموع بارش بر حسب میلی‌متر

    دوچیز مرد سفر را زغم کند آزاد علی الصباح نیشابور وخفتن بغداد هوای این شهر درشمال و جنوب مغایر و متفاوت است .در شمال که کوهستانی است هوانسبتا سرد است .درفصول بهار و پاییز وزش بادهای شدید موسمی و محلی ،اراضی مزروعی و محصولات کشاورزی دستخوش آسیب وآفت می گردد و همچنین تفاوت آب و هوای نیشابور به خاطر وسعت بسیار چشمگیرش میباشد .مثلا سر ولایت از نواحی کوهستانی حدود قوچان هوایی به مراتب سردتر از بلوک عشق آباد ،منطقه ی کویری دارد. بطور کلی چگونگی آب وهوای نیشابور توسط دو عامل مهم زیر تعیین می گردد: ۱)با توجه به توده‌های مهم هوا (جریان های هوایی سیبری ،مدیترانه‌ای ،شمالی وغربی اقیانوس اطلس،موسمی اقیانوس هند وصحرایی عربستان )که بطور کلی شمال شرق کشور را تحت تاثیر خود قرار می دهند . ۲) ارتفاع وجهت رشته کوههای بینالود و کوه سرخ که دشت نیشابور را احاطه کرده اند. [۹]


     

     

     

     

     

     

     

     

     

     شهرهای خواهرخوانده

    شهرهای بزرگ خراسان خواهر خوانده این شهر هستند خراسان بزرگ:

     رویدادهای ناگوار

    1. سیل بوژان
    2. فاجعهٔ قطار نیشابور
    3. تاخت و تاز مغول و تخریب نیشابور و کشتار دسته‌جمعی نیشابوریان
    4. [زمینلرزه 763 میلادی]- خراسان

    در سال 763 میلادی زمین‌لرزه فاجعه باری در خراسان روی داد که کوهها را از جای خود حرکت داد و هیچ درختی و سنگی را به جای خویش استوار باقی نگذاشت. بزرگای این زمین‌لرزه 6/7=Ms برآورد گردیده است. محلهای احتمالی این زمین‌لرزه که ره‌های ارتباطی مهمی از آن می گذشته می‌تواند قهستان ( خواف، قاین، طبس) و یا ناحیه جاجرم، جوین و نیشابور باشد.

    1. [زمینلرزه 22 دسامبر 856] میلادی[ قومس]

    در روز سه شنبه 18 شعبان 242 قمری زمین‌لرزه فاجعه باری در البرز خاوری روی داد که منطقه قومس و ناحیه خراسان باختری، توابع نیشابور را ویران کرد. در درازنای قطعه زمین حاصلخیزی که به طول 350 کیلومتر میان البرز و دشت کویر، از خور تا فراسوی بسطام و در بخشهایی از طبرستان و گرگان کشیده شده است و 200000 تن کشته شدند و عملاً تمامی روستاها ویران گردید. بزرگای زلزله 9/7=Ms بوده شدت رو مرکز زلزله در حدود Io=X تخمین زده شده است.

    1. [زمینلرزه 1145 میلادی- نیشابور]

    در سال 540 قمری زمین‌لرزه‌ای با بزرگای 3/5=Ms با ویرانگری محلی برخی از ساکنان نیشابور را به فکر مهاجرت انداخت.

    1. [زمینلرزه 1209 میلادی- نیشابور]

    در سال 605 قمری زمین‌لرزه فاجعه باری که در سرتاسر بخش بزرگی از خراسان حس شد، منطقه نیشابور را تقریباً بکلی ویران کرد. بزرگای این رویداد6/7= Ms بوده است. شمار بسیار اندکی از ساختمانها در نیشابور توانستند در برابر زلزله ایستادگی کنند و بقیه شهر فروریخت و به رغم این واقعیت که پیشلرزه‌ها به مردم هشدار داده بودند و بسیاری از آنان به فضای باز گریخته بودند شمار بسیاری از مردم کشته شدند. آسیب در بیرون شهر نیز به همان اندازه سنگین بود، به گونه‌ای که در چندین روستا حتی یک نفر هم جان بدر نبرد. در مجموع پیرامون 10000 نفر کشته شدند.

    1. [زمینلرزه 1251 میلادی- نیشابور]

    زمین‌لرزه‌ای در سال 649 قمری با بزرگای 3/5=Ms در نیشابور روی داد که بخشی از شادیاخ را بکلی ویران کرد.

    1. [زمینلرزه 7 اکتبر 1270 میلادی- نیشابور]

    در بامداد 19 صفر 669 قمری رویداد لرزه‌ای فاجعه باری با بزرگای 1/7=Ms نیشابور روی داد، حومه پیشین شهر، شادیاخ و شماری روستا را ویران کرد و 10000 تن از مردم از میان رفتند. پسلرزه‌ها تقریباً بدون وقفه به مدت دو هفته دنباله داشت. به همه ساختمانهای عمده از جمله مناره مسجد جامع زیان رسید. سرانجام نیشابور در جایی که از جایگاه پیشین قدری فاصله داشت دگر باره ساخته شد.

    1. [زمینلرزه فوریه 1389 میلادی- نیشابور]

    در صفر 791 بار دیگر زمین‌لرزه نیرومندی به دنبال پیشلرزه‌های قوی که به مدت چهار روز روی می‌دادند به نیشابور آسیب رساند. لرزه اصلی که بزرگایی برابر 6/7=Ms و شدت رومرکزی برابر Io=X را دارا بود مایه ویرانی تقریباً آنی در تمامی شهر گردید و همه ساکنان شهر، بجز شمار اندکی را کشت. دگر ریختی های زمین، احتمالاً زمین لغزه‌ها، آسیب جدی به برخی روستاها رساند.

    1. [زمینلرزه 23 نوامبر 1405 میلادی- نیشابور]

    در 30 جمادی الاول 808 قمری زمین‌لرزه فاجعه بار دیگری با بزرگای 6/7= Ms و شدت رو مرکز برابر Io=X به فاصله 16 سال از زلزله قبلی مجدداً نیشابور و توابع آن را در هم کوبید. شهر کاملاً ویران شد و تنها کسانی که در بیرون و در صحرا بودند جان بدر بردند. پسلرزه‌های ویرانگر به مدت چندین روز دنباله داشت و در مجموع بیش از 30000 تن جان باختند و هیچ ساختمانی پابرجا نماند.

    1. [زمینلرزه 30 ژوئیه 1673 میلادی- مشهد]

    در 15 ربیع الثانی سال 1084 قمری زمین‌لرزه ویرانگری در خراسان با بزرگای 6/6= Ms روی داد. دو سوم مشهد، از جمله گنبد مرقد امام رضا (ع)، سقف گنبدی مسجد گوهر شاد و بسیاری ساختمانهای همگانی ویران شد و 4000 تن کشته شدند. نیشابور به سختی آسیب دید و نیمی از شهر فروریخت و 1600 نفر جان خود را از دست دادند.

    نگارخانه

    + نوشته شده توسط nima در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 12:31 |
    + نوشته شده توسط nima در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 12:12 |
    چابَهار (نیز چاه‌بهار) یکی از شهرهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان ایران است که تنها بندر اقیانوسی کشور ایران نیز می‌باشد. لنگرگاه آن قابلیت پهلوگیری کشت
    چابهار
    تصویری از چابهار
    اطلاعات کلی
    نام رسمی: چابهار
    کشور: ایران
    استان: سیستان و بلوچستان
    شهرستان: چابهار
    بخش: مرکزی
    چابهار
    مردم
    جمعیت ۳۴۶۱۸
    زبان‌های گفتاری: بلوچی، فارسی
    مذهب: سنی، شیعه
    جغرافیای طبیعی
    ارتفاع از سطح دریا: ۸ متر
    اطلاعات شهری
    شهردار: حمیدالله بلیده
    ی‌های اقیانوس‌پیما را دارد. موقعیت جغرافیایی و وسعت

    شهرستان چابهار با مساحتی حدود ۱۷۱۵۵ کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب شرقی ایران در کنار آبهای گرم دریای عمان و اقیانوس هند قرار گرفته است. این شهرستان از جانب شمال به شهرستانهای ایرانشهر و نیکشهر و از جنوب به دریای عمان و از شرق به پاکستان و از غرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود است.

    بندر چابهار-مرکزشهرستان- با وسعتی بالغ بر ۱۱ کیلومترمربع در ارتفاع ۷ متر از سطح دریا قرارگرفته است و در ۶۰ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۲۵ درجه و ۱۷ دقیقه عرض شمالی قرار دارد. فاصله هوائی شهرستان چابهار تا تهران ۱۴۵۶ کیلومتر و فاصله زمینی از طریق جاده ایرانشهر- کرمان ۱۹۶۱ کیلومتر است. فاصله بندر چابهار تا مرکزاستان ۷۳۸ کیلومتر می‌باشد. این شهرستان حدوداً دارای ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی در دریای عمان.                  آب وهوا

    همجواری منطقه آزاد چابهار با دریا، نزدیکی به مدار راس‌السرطان و قرار گرفتن درمسیر بادهای موسمی شبه قاره هند و جبهه‌های استوایی موجب گردیده است که دارای آب هوایی گرمسیری معتدل با رطوبت نسبی باشد. این منطقه گرمترین نقطه کشور در زمستان وخنک‌ترین بندر جنوبی ایران در تابستان می‌باشد. متوسط دمای حداکثر (در خرداد ماه) طی یک دوره ۷ ساله۳۱ درجه سانتی گراد ومتوسط دمای حداقل (دردمای ماه) ۱۹ درجه سانتی گراد.ومتوسط دما درطول سال ۲۶ درجه سانتی گرادمی باشد. حداقل رطوبت نسبی ۶۰ درصد و متوسط رطوبت نسبی ۷۰درصد گزارش شده است. متوسط بازندگی سالانه کمتر از ۲۰۰ میلی متر در سال است که ۶۴ درصد آن در زمستان                  دیدنی‌ها

    • خلیج چابهار با جلوه‌های طلوع و غروب خورشید در دریا.
    • در کناره‌های دریای عمان و در قسمت جنوبی شهرستان چابهار صخره‌های بزرگی در اثر پیشروی آب دریا و فرسایش سنگ‌های رسوبی به وجود آمده که چشم‌اندازی زیبا را تشکیل داده است.
    • در چابهار چندین اسکله صیادی وجود دارد که سه اسکله صیادی تیس، رمین و بریس از بقیه دیدنی‌تر هستند. اسکله تیس در داخل محوطه منطقه آزاد و رمین در ۱۰ کیلو‌متری و بریس در ۶۰ کیلومتری چابهار قرار دارد.
    • در بین دشت کهیر و تنگ و در ۲۰ کیلومتری روستای کهیر در مسیر جاده تنگ گالک به فاصله چند کیلو متری سه تپه کوچک گل‌فشان به ارتفاع ۱۰-۲۰ متر وجود دارد که دو تای آنها همانند تپه بوده و از چندین سال پیش غیر فعال شده است و سومی شکل یک آتشفشان در حال حاضر فعال می‌باشد و از دهانه آن گل سرد طوسی رنگی تراوش می‌کند. نظیر آن در سه نقطه دیگر جهان گزارش شده است.
    • تالاب لیپار در ۱۵ کیلو متری شهر چابهار بعد ا‌‏‏‎ز روستای رمین در مسیر جاده‌ای ساحلی گواتر و در تنگه‌ای صخره‌های مشرف به دره‌ای سبز قرار دارد. از بالای آن روستای لیپار در میان سبزه‌زارها پیدا است. در میان دو کوه که فاصله چندانی با هم ندارند آب‌بندی ایجاد شده که آبهای سرگردان اطراف را جمع نموده است و به آبگیری به طول ۱۴ کیلومتر تبدیل شده است. در این آبگیر انواع بوته‌ها و درختچه‌ها از نوع گز و کلیر و چش منطقه‌ای با اکو سیستم خاصی را به وجود آورده است. پرندگانی چون چنگر، فلامینگو، کشیم، انواع حواصیل، طاووسک، باقرقره، تیهو، عقاب دشتی، و خوتکا در منطقه دیده می‌شود.
    • انجیر معابد (لور لول)، و به زبان محلی‌ها کرگ، درخت بزرگی است که در نوار ساحلی چابهار می‌روید. در آن شیره سفید رنگی جریان دارد و از درختان تیره کائوچوئی بشمار می‌آید. تاج این درخت بزرگ و پهن است و از انشعابات آن ریشه‌های نابجا می‌روید. پوست درخت صاف و خاکستری، برگهایش بیضی شکل ساده و درشت است، میوه‌های آن نارنجی رنگ و به درشتی فندق و قابل خوردن است. عموماً این درختان دارای قدمتی بالای صد سال هستند و اکثرا در نزدیکی زیارتگاه‌ها قرار دارند یا قبلا زیارتگاه بوده اند، در حال حاضر در روستاهای رمین، تیس کوپان، ماشی، لیپار و کوپان سر از این درخت‌ها وجود دارد.
    • در ناحیه ساحلی خلیج گواتر به ویژه در خور باهو و در نزدیکی محلی که رودخانه باهو کلات به دریای عمان می‌ریزد، جنگلی از گونه حرا پدیدار می‌گردد. حرا درختچه‌ای است که در مردابهای نواحی گرم کرانه‌های عربستان، مصر و جنوب ایران از جمله شهرستان چابهار می‌روید. از مشخصات حرا این است که دانه اش بر روی درخت مادر رشد اولیه را طی کرده و سپس نهال جوان حاصل از درخت جدا شده و به مرداب می‌افتد. برگهای حرا با دوام است و ظاهر بیضوی شکل و منتهی به یک خامه باریک می‌باشد. قسمت مورد استفاده پوسته شاخه آن می‌باشد.
    • رودخانه باهوکلات در ۹۰ کیلومتری شرق چابهار به خلیج گواتر دریای عمان سرازیر می‌شود. این رودخانه بویژه به دلیل زیستگاه تمساح ایرانی از نظر گردشگری اهمیت دارد. گاندو یا تمساح پوزه کوتاه بطور طبیعی در این منطقه زندگی می‌کند.
    • کوههای بدلند (Bad-Land) یا مریخی نیز یکی از مناظری است که به موازات ساحل از منطقهً کچو تا خلیج گواتر کشیده شده‌اند و از پدیده‌های ژئومورفولوژی این ناحیه هستندمی‌باردمی‌باش .                                                                                              آثار تاریخی

       ویرانه‌ها

      • ویرانه‌های تیس کوپان در بخش مرکزی دهستان کمبل سلیمان روستای تیسکوپان آثاری از ویرانه‌های قدیمی در دره تیسکوپان باقی است و این دره از دره تیس بزرگ‌تر است.
      • در محوطه باستانی کنارک در شمال غربی و جنوب شرقی کنارک ابزاری از دوران پارینه سنگی میانی بدست آمده که در یک سطح صاف به صورت پراکنده پخش شده‌اند و شبیه ابزار شمال غربی ایران و ابزار لادیزی می‌باشند و به آثار دوران پارینه سنگی شبیه هستند. در بخش جنوب شرقی ابزاری بدست آمده که در کنار آنها مقداری سفال ساده و منقوش مربوط به هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم قبل از میلاد دیده می‌شود.
      • بر فراز کوه شهباز بند آثار حصاربند و پی بندهای ساختمان و آثار شهر نشینی و خانه‌های مسکونی باقی مانده است. بنا بر باور بومی‌ها برفراز این کوه بازهای شکاری شاه تربیت می‌شده‌اند.
      • شیرک سنت در شمال و شمال شرقی دره تیس واقع گردیده و دارای اثر دیواری است که از دیواری است که از پیروز گت عظیم‌تر و قطورتر به‌نظر می‌آید و شاید شهرک یا آبادی کوچکی در دره تیس بوده استد.                                                                                                       قلعه‌ها
        • قلعه تیس (قلعه پرتغالیها) در ۵ کیلومتری شمال غربی چابهار، در روستای تیس قرار دارد. این قلعه از دوران اسلامی است و شماره ثبت ملی آن ۵۵۵ است.

        این قلعه به ابعاد ۲۶×۵۴ متر ساخته شده است. عرض ساختمان بر پهنه‌ی دماغه‌ای که پانصد متر از آبخور دریا فاصله دارد در قسمت انتهای دماغه واقع است. در قسمت شمال شرقی درب ورودی اصلی قرار دارد و دارای چهار گوشواره خلفی که در پشت دیوارهای هشتی واقع شده‌اند. هر کدام از آنها خود یک اطاقی است که با پی‌های قطور ساخته شده‌اند. دارای ایوانی است که با دو پله با حدود یک متر ارتفاع از سطح حیاط قلعه بلندتر است. در ضلع شمال شرقی آثار اطاق‌هایی وجود دارد که اکنون خراب شده‌اند. و هر کدام دارای یک اطاق بزرگ تر مشرف به ایوان اختصاصی هستند. طرز ساخت بنا (اطاقها و ایوانها) شبیه به کاروانسرای شاه‌عباسی بیستون است که در زمان شاه سلیمان صفوی ساخته شده است. در سه طرف حیاط حجره‌ها و اطاقهایی حجره‌ها و اطاق‌های ضلع شمالی وجود دارند. در سمت ساحل دریای عمان آثار دو برج بزرگ در طرفین دیده می‌شود. برج سمت راست که در جنوب قرار دارد به صورت یک اطاق با یک ایوان و یک شاه نشین است که بر روی هرمی مکعب مستطیل شکل پی سازی شده و یک برج با منار بر روی آن قرار گرفته و یک منار به ارتفاع ۵/۶متر باقی مانده است. مصالح بکار رفته در ساخت قلعه، آجر، سنگ و گچ می‌باشند و آثاروتزئینات از آجر و سنگ در اطراف گلدسته‌های باقی مانده اند، این مناره برای دیدبانی به کار می‌رفته است. و چون بر همه خلیج دهانه تیس اشراف کافی دارد و در ضمن از فاصله زیادی در دریا دیده می‌شود.

        سبک ساخت و نوع مصالح بکار رفته مناره و گوشواره به سبک سلجوقی می‌باشد. و تعمیرات بعدی که در اتاق‌ها و ایوان‌ها انجام شده بیشتر سبک صفوی و سبک دوران قاجاریه است. در گوشه‌های حیاط قلعه آثاری از آب انبارها دیده می‌شود که از سنگ و ساروج و گچ ساخته شده‌اند. در بیرون دیوار بلند قلعه آثار چاهی وجود دارد که در سنگ صخره کنده شده و لبه چاه بااستفاده از سنگ و ساروج محکم شده است. در قسمت سقف قلعه چوبهایی بکار رفته است که احتمالاً از نقاط دیگر به این محل آورده شده‌اند.

        تزئینات دور منار آجر چینی شبیه سبک تزئینات منارهای دوره سلجوقی می‌باشند اگر چه از بین رفته‌اند ولی نقش‌هایی به خط عربی و خط کوفی از اثر برجستگی‌ها و گودی‌ها مشخص می‌شود. اندازه اطاق‌ها معمولاً ۴×۳ متر یا کمتر است که دور یا چهار طرف یک پهنه وسیع واقع شده‌اند.

        در کتاب باستانشناسی و تاریخ بلوچستان به نقل از سرتیپ مهدی خان مهندس ایرانی آمده است: «در تیس بسیار قلعه خوبی است و یک سمت بدنه قلعه وصل به دریاست، قدری ناتمامی دارد که بنُا و عمله در آن مشغول کارند. دیوار بزرگی از سمت دریا کشیده‌اند برای بار اندازی وغیره حصن معتبری است واصل قلعه نو در روی تپه مرتفعی ساخته شده است.» {سنه۱۲۸۲ هجری}(ش۸)

        • قلعه پیروز گت در بخش مرکزی پنج کیلومتری شمال غربی چابهار در روستای تیس قرار دارد. این اثر از دوره اشکانیان و ساسانیان است. این قلعه بر فراز تپه ای در وسط دره تیس واقع است. ارتفاع تپه از ارتفاع دو رشته کوه اطراف تپه بیشتر نیست.

        بلندی این محل تقریبا‏ّ ۱٫۵ تا ۴ برابر ارتفاعات اطراف در محل روستای تیس می‌باشد. تپه از تخته سنگ‌های ی از جنس رسوبی و آهکی تشکیل شده است. آثاری از زراعت و آبادانی در اطراف تپه پیروز گت دیده می‌شود. راه ورود به تپه سخت و پر خطر است. در قسمت پایین تپه و در اطراف آن آثاری از دیوارهای سنگی بزرگ و قلوه سنگ و ساروج با قدمت خیلی زیاد دیده می‌شود. قسمت‌هایی از دیوارها که باقی مانده‌اند ضخامتی ۵/۲ تا ۴ مترو ارتفاع آن در بعضی نقاط به ۱۲ متر می‌رسد. بین دیوارهای اصلی اطراف تپه دیوارهایی با ضخامت کمتر به موازات دیوار اصلی دیده می‌شود که از یکدیگر ۸ متر فاصله دارند و ۲۰۰ متر طول دارند. بین دو دیوار آثاری از برجهای قلعه نمایان است و هر نقطه از تپه برای تأسیسات خاصی مانند کشیک خانه، قراول خانه و حفاظت قلعه اختصاص داشته است و تنها اثری که از آن به جا مانده است سنگ و دیوار شکسته، ملاط، ساروج، گچ، خرده‌های سفالی و پی‌های بنائی می‌باشند. علاوه بر این دیوارهای بزرگ وضخیم قلعه اثر خندقی به عرض۳ متر و عمق متفاوت قبل از دیوار اصلی دیده می‌شود. در اطراف دژ آثاری از آب انبارها نمایان است زیربنای قلعه حدود ۸۰۰ متر، طول و عرض آن با توجه به وضع طبیعی زمین متغیر است و تقریباً بیضی شکل می‌باشد. آثاری از برجها در ضلع شمالی و جنوبی دیده می‌شود. در قسمت ضلع شمالی دو اطاق کوچک در اندازه‌های ۳×۲ متر به منظور دیدبانی روی یک گوشواره زمین مانند دو طبقه واقع شده‌اند. وبلند ترین قسمت دژ و برج بر روی همین گوشواره است و بر اطراف اشراف دارد. در گوشه‌های شرقی و غربی در مرکز حیاط قلعه آثاری از سکو‌های بلند که از سنگ تراشیده ساخته شده‌اند مشهود است وقسمت‌های ی که باقی مانده‌اند نماینگر محلی برای اجتماع، عبادت یا نشستن اهل قلعه در یک مجلس بودهاست. سنگ‌های بکار رفته در بنا‌ها غیر آهکی هستند که نقاط دیگری به اینجا آورده شده‌اند زیرا جنس خود تپه آهکی و سیلیسی می‌باشد. این بنا با توجه به آثار باقی مانده مشابه بنا‌های دوره پارتی (اشکانی) است و نام پیروز ساسانی به این احتمال قوت می‌بخشد.

        • قلعه بلوچ گت در بخش مرکزی ۵ کیلو متری شمال غربی روستای تیس قرار دارد. این قلعه بر بالای کوهی مرتفع قرار گرفته است آثار دیوار قلعه و یک برج دید بانی از آن بر جای مانده است بقایای دو مقبره هرمی شکل برجسته که با سنگ و ساروج بنا گردیده‌اند و از نوع مقابر اسلامی می‌باشند دیده می‌شود. همچنین آثاری از حصار و باروی قلعه در پیرامون محوطه اصلی و اطراف دژ فوقانی نیز باقی است، چندین چاه به منظور تامین آب مورد نیاز در صخره حفر شده‌اند.

        در روی قلعه آب انبارهایی از سنگ و ساروج و گچ در درون صخره تعبیه شده است که با وسایل و ابزاری آب مورد نیاز را از پای قلعه کشیده و به داخل آب انبارهای بالا رسانیده‌اند. این آب انبارها در موقع ضروری آب مورد نیاز داخل قلعه را تأمین می‌کرده‌اند. این قلعه دارای یک موقعیت ممتازی بوده که آب رسانی، دید کافی به دریا و دور بودن آن از دسترس مهاجمان از خصوصیات آن بوده‌اند.

        • قلعه انو شیروان سنگان در بخش دشتیاری دهستان باهوکلات دو کیلومتری روستای سنگان قرار دارد. قدمت آن ۳۰۰ سال است. این قلعه بر فراز کوهی قرار گرفته است. نوشیروان خان از قوم گیچکی ساکن در گیچ حدود ۳۱۱ سال پیش به باهوکلات مهاجرت کرده و قلعه را ساخته است.
        • قلعه باتل در دبستان پلان روستای گتیگ بر روی تپه خاکی قرار دارد. لایه‌های سنگ عظیمی بر روی تپه نمایان است که با فرسایش خاک زیر آنها خالی شده است. آثاری از فسیل حیوانات و صدفهای دریایی در محل دیده می‌شود که بیانگر این است در سالیان کهن این ناحیه جزئی از دریا بوده است. در قسمت بالای کوه پاره‌هایی از ظروف سفالی جلب نظر می‌کند. آثاری از برج و بارو‌ها دیده می‌شود که به مرور زمان به کلی تخریب شده‌اند که تنها خرابه ای از آن باقی مانده است.

        در محل آثاری از یک چاه به قطر یک متر و سی سانتیمتر و به شکل دایره در دل کوه کنده شده است دیده می‌شود.

        • در پنج کیلو متری شمال غربی روستای تیس آثار بارویی که چندین کیلومتر طول دارد و دره را از غرب به شرق در برگرفته وجود دارد که به فیل‌بند معروف است. این دیوار عظیم با سنگ گچ و ساروج ساخته شده است. مردم محلی بر این باورند که سطح نزدیک خط‌الراس این رشته کوه محل نگهداری فیل‌های شاه بوده و فیل بانان در آن جا فیل تربیت می‌کرده‌اند. در حال حاضر در طول رشته کوه فیل بند آثار پی ها، بند‌ها و حفره‌ها و چا ه‌هایی وجود دارد که احتمال می‌رود شهر قدیمی تیس، تأسیسات ساختمانی، بازرگانی، شهری، انبارها و سراهای مشهورش در قسمت قدیمی و بر فراز ارتفاعات سراسری دره تیس قرار داشته و دره تیس محل زراعت و دامنه آن محل دفن اموات بوده است .                                                     گورستان‌های تاریخی
          • مقابر جنانی گچ در روستای تیس در دامنه کوه پیل بند در جنوب دره تیس واقع است. جنانی کچ محلی است که بنا بر باور مردم محل سکونت جن‌ها بوده است. مقابر جنانی کچ در یک سرازیری ملایم قرار دارند این مقابر با مقابر سیراف بوشهر شبیه هستند. با این تفاوت که تعداد قبر‌ها کمتر و جهت آن‌ها تقریباُ شمالی جنوبی یا شمال شرقی جنوب غربی است. در میان قبر‌ها چند قبر ایستاده بچشم می‌خورد و یک مقبره پلکانی با سرپوش صندوقچه‌ای از سنگ وگچ بصورت نیمه سالم بدون لوحه و تزئینات خارجی وجود دارد که به نظر می‌رسد از دوران اسلامی یا جدید باشد. تقریباً حدود ۲۰۰ قبر کهن درمحوطه قدیمی آن وجود دارد.
          • محوطه باستانی دمب کوه در حدود ۹۰ کیلومتری شمال شرقی چابهار در بخش دشتیاری در فاصله ۵/۲ کیلومتری روستای بلور مچی در ناحیه باهوکلات قرار گرفته است.

          در این محوطه باستانی حدود ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ تدفین تخمین زده می‌شود که این قبور به شکل اطاقکهایی به اندازه‌های ۱×۱ و ۲×۵/۱ و ۲×۲ متر بنا گردیده‌اند.

          • گورستان تپه نهادی در پنج کیلومتری چابهار روستای تیس در دامنه کوه فیل بند ودر جنوب تیس در یک زمین با شیب ملایم قرار دارد. تعداد این قبرها زیاد نیست ولی سه مقبره در کنار هم قرار دارند که دو قبر بزرگ در دو طرف و یک قبر کوچک در میان آنها واقع شده است. جهت آنها شمالی جنوبی و شیب آنها رو به شمال است، بنا بر این سرمرده‌ها در جهت جنوبی شمالی واقع می‌باشد. هر سه قبر در سنگ کنده شده‌اند. احتمالاُ این مقابر متعلق به اعضای یک خانواده هستند که در یک حادثه از بین رفته‌اند چنین مقابری بصورت خانوادگی و دسته جمعی در قبرستانهای کارتار در لبنان دیده شده است.
          • گورستان قدیمی دشتیاری در بخش دشتیاری قرار دارد. سر آوریل اشتین در ۱۹۳۲ میلادی این محل را کاوش کرده است. قدمت آن به پیش از تاریخ دوره آهن می‌رسد. قبور شناسایی شده در این منطقه دارای نوعی سفال خشن قرمز یا خودی با روکش سفید هستند که بعضی از آنها آثاری از قبیل مانده‌های غذا و یا آثار سنگی و فلزی دیگر مشاهده شده است و تعداد این قبور به ۳۰۰۰ قبر می‌رسد.
          • غارهای بان مسیتی در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه شهبازبند قرار دارد. یک غار طبیعی و دو غار مصنوعی در کنار هم قرار دارند. مجموعه این غارها را مردم محل بنام بان مسیتی می‌شناسند. غار اول طبیعی و بصورت نیم دایره است و با استفاده از روش تراشکاری داخل غار و دهانهً آن توسعه پیدا کرده است. یک مقبره کوچک از گچ به صورت دوسطح افقی که بر روی یکدیگر قرار دارند وفاقد آثاری از قبیل سنگ نوشته، خط و لوحه در عمق یک متر از سطح غار دیده می‌شود که در گرد آن یک فضای کوچک وجود دارد. از سطح غار تا مقبره به اندازه یک پله گودی دارد. مکعبی از سنگ و گچ بر فراز مقبره ساخته شده که زیر بنای یک گنبدکوچک است بدنه‌های اطراف این مکعب را با گچ برنگ سفید در آورده‌اند در ورودی مقبره رو به دره تیس و به موازات دهانه ورودی غار واقع شده است. سطح مقبره در اندازه ۸/۰×۱/۳×۸/۱ متر است برروی دیواره‌های مکعب مقبره گچکاری و با جوهر قرمز وبنفش خطوط و علاماتی نقش گردیده که شبیه به خط گجراتی و هندی هستند. طول و عرض غار ۱۸۰×۲۴۰ متر و ارتفاع آن نیز ۲۴۰ متر است. یک غار مصنوعی سمت راست غار طبیعی به فاصله هفت قدم قرار دارد که آثار تراش به خوبی در آن آشکار است. دهانه آن هشتاد سانتیمتر ارتفاع دارد و سقف آن کوتاه است و اکنون به علت خرابی یک آدم متوسط به زحمت در آن بطور خمیده می‌تواند بایستد و در انتها مسدود است و احتمال دارد حفره‌ها یا روزنه‌های ی طبیعی یا مصنوعی در قسمت انحناء خلفی کوه این غار را با غار سوم وصل کرده باشد یا به چاه‌های زیر زمینی که محلی برای دفن اموت در معابد قدیمی است برساند و سکویی که از سنگ وگچ ساخته شده است دیده می‌شود که دهانه ورودی آن ۸۰ سانتیمتر و سقفی کوتاه دارد. به فاصله ۵۰ متر در سمت چپ غار اصلی، غار سوم که طول دهانه قوسی آن حدود ۲۰ متر

          است قرار دارد ظاهراً این غار‌ها جزو یک واحد تأسیساتی ساختمانی بوده و به منزله حجره‌ها و توقفگاههای معبد یا پرستشگاهی بوده و در سطح زمین تا ورود به دهانه غار، پله کانی وجود داشته که آثار آن باقی است.

          • گودانگریز (گودال انگلیس) در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه فیل بند در جنوب دره تیس قرار دارد. مردم بومی نقل می‌کنند که در اواخر دوره قاجاریه و در اوایل دوره پهلوی انگلیسیها به کمک عده کثیری از کارگران بلوچ در این محل اقدام به حفاری نموده و مقادیری سفال، اشیاء برنزی، آهنی و سنگی پیدا کرده و غارت نموده‌اند.
          • مقبره سید غلامرسول در پنج کیلومتری شمال غربی چابهار قرار دارد. شماره ثبت ملی آن ۱۵۵۹/۳ است. قدمت آن به ۴۶۵ ه. ق می‌رسد. این مقبره با دیواره‌های سفید رنگ به سبک معماری هندی که دروازه ورودی آن در ضلع غربی بنا واقع گردیده است. پس از درب ورودی صحن بزرگ حیاط مشاهده می‌شود امام زاده در ضلع غربی حیاط واقع گردیده است. بر پیشانی ورودی بنا تزئینات نقاشی الوان با طرحهای نقوش ستاره‌های مشبک وجود دارد. ظاهراً نمای دور تا دور داخل ساختمان دارای نقاشی بوده است و کلمات لا اله الا الله، یا محمد و یا علی و... نقاشی از گل در دیوارها جلب توجه می‌کند. فرم آن طوری است که نشان می‌دهد این اثر در روزگار سلجوقی احداث شده و در دوره صفویه نیز طرح‌های نقاشی بر روی دیوارها تعبیه گردیده است. مقابل آرامگاه صفحه‌ای به ارتفاع یک متر و چهار پله قرار دارد که بر روی آن مقبره واقع شده است. در قسمت شرقی صفحه آرامگاه (مقبره) یک پیشخوان باسقف تیر‌های چوبی و حصیری و چند ستون چوبی است. که با پنج پله به حیاط متصل می‌شود.

          پیشخوان قدمت چندانی ندارد، ساقه گنبد استوانه‌ای است و سقف گنبد از درون با گچ سفید شده و بنا کاملاُ یک بنای خاص ایرانی و از معماری سلجوقی الهام گرفته است. مقبره در میان بنا واقع گردیده و بر روی آن یک صندوقچه و بالای آن یک جعبه چوبین با تزئینات مختلف هندسی قرار دارد، قبرستان در جانب شرق بنا قرار دارد.

          نام اصلی سید غلامرسول سیدنا محمد و مردی صالح، شیعه مذهب بوده و در گذ شته مورد توجه مسلمانان هندی بوده و این توجه باعث شده که بنا در دوره‌های بعدی تحت تأثیر معماری هندی قرار گیرد. طبق روایات سیدنا محمد مسلمان هند بوده است و در سفری به چابهار تصمیم داشته که زن چابهاری اختیار کند. برای تدارک چنین منظوری مشغول می‌شود. اما در شب عروسی دچار کسالت می‌گردد بطوریکه در بستر مرگ می‌افتد و چون مورد توجه مردم بوده و در دم مرگ به آن‌ها وصیت می‌کند که پس از مرگ سوگواری نکنند و در عوض مدت ۱۰ شبانه روز بر سر قبرش شادی کنند تا روحش شاد شود. این مراسم هر ساله از ۱۵ ذی‌القعده به مدت ۱۰ روز بر پا می‌گردد و در این مراسم عده زیادی از اهالی چابهار و مناطق همجوار شرکت می‌کردند (در حال حاضر چنین مراسمی بر گزار نمیشود). در مراسم جشن و پای کوبی مردم چابهار و خصوصا مردم آفریقایی‌تبار (سیاهپوستان) در صبح روز اول و دوم حیاط آرامگاه به وسیله زنان جارو زده می‌شود و مرد‌ها با لباس پاکیزه به فراهم کردن بساط جشن می‌پرداختند، وهنگامی که آفتاب طلوع می‌کرد ساز و دهل مینواختند. قوالان پاکستانی، رقاصان هندی و خوانندگان سیاه و مهمان‌نوازان بلوچ به هر طریقی در این شادی خدمت می‌کردند و این مراسم به مدت ۱۰ روز در ۳ نوبت صبح، عصر و شامگاه اجرا میشد. زنان مسن به داخل آرامگاه می‌رفتند تا شفا دردمندان و نیات دیگران را بخواهند در حالی که در این زمان مردان در بیرون محوطه پیشخوان به ساز و دهل مشغول بودند و چند زن جوان به رقصیدن میپرداختند و زنان مسن در داخل حرم به دعا مشغول میشدند و شفا میافتند و پس از۱۰ روز حرم را ترک می‌کردند. تا سال دیگر در مراسم جشن عروسی سیدغلامرسول شرکت کنند.

          در کتاب فرهنگ مردم بلوچ نوشته عبدالله ناصری آمده است : «در مورد صاحب مزار دو عقیده وجود دارد یکی آنکه معتقدند این مزار از آن عارف وارسته و مرد حقی است به نام سید عبدالرسول و این زیارتگاه مردم شیعه چابهار است و افراد غیر شیعه هم از شیعه‌های این سرزمین پیروی می‌کنند. بعضی دیگر عقیده دارند این مزار یک (لوطی) است مطرب‌های دوره گرد را لوطی مینامند. ولی گویند صاحب این مقبره شب عروسیش فوت نموده و هر ساله معتقدین به او در سالروز مرگش که در روز آخر ماه ذی‌القعده به مدت ۷ روز با ساز و دهل و آوازخوانی و رقص و پای کوبی می‌کنند. این مراسم به دو جهت انجام می‌شود. یکی این که لوطی فوت شده چون عمرش را به مطربی و شاد کردن مردم گذرانده وصیت کرده که بعد از مرگش نیز در کنار مزارش رقص و پای کوبی و در حقیقت مراسم شادی بر پا شود. و خواسته است تأثیر وجود خود را در شادمانی مردم بعد از مرگش نیز حفظ کند. دیگر اینکه این شخص که در شب عروسیش فوت کرده بسیار مجرب و مورد توجه افراد طائفه اش بوده و چون عروسی نافرجامی داشته و حسرت بگور برده است. دوستدارانش هر ساله در سالروز مرگش برای او جشن عروسی میگیرند و یاد عروسی او را زنده میدارند. البته چون پیروان صاحب مزار شیعه مذهب هستند در ماه محرم نیز مراسم سوگواری و روضه خوانی در این مقبره بر پا می‌شود.»

          • قدم‌گاه خضر در جنوب غربی چابهار در محلی بنام سپوزه واقع گردیده است. خواجه خضر از مشایخ مورد احترام بومیها بوده و وی مقبره ای ندارد زیرا مردم بر این باورند که او زنده و پاسدار لنج‌ها و قایقهایشان می‌باشد. درقدیم مراسم خاصی در این قدمگاه بر پا می‌شد، مردم قربانی و یا خرما و حلوا به مکان مورد نظر و در بین افراد تقسیم می‌کردند.                    ساختمانها
            • ساختمان قدیمی تلگرافخانه چابهار در خیابان مولوی قرار دارد. این ساختمان در سال ۱۲۸۱ ه. ق به وسیله انگلیسها ساخته شده است. از قدیمی ترین ساختمان‌های سنگی موجود در شهر چابهار است که به منظور رونق دریانوردی، تجارت و ایجاد ارتباط با هند، گواتر، چابهار، جاسک، بندر عباس توسط مجریان خط تلگراف انگلیس در دو طبقه ساخته شده است.
            • چاه باستانی پلان در بخش پلان روستای پلان قرار دارد و از دوره هخامنشی (سلطنت کوروش) است. این چاه باستانی با آجر ساخته شده است.
            • چاه باستانی تیس کوپان در دهستان کمبل سلیمان روستای تیس کوپان قرار دارد. این چاه در ارتفاعات شرقی غریی تیس کوپان قرار دارد که در کوه تراشیده شده است و به شکل مربع در اندازه‌های ۵/۱ در ۵/۱ متر احداث شده است.
            • سد‌های تیس در روستای تیس در دو طرف دماغه‌ای قراردارند که قلعه تیس بر روی آن واقع است. آثار این سد‌ها به ارتفاع ۲۰ سانتیمتر باقی است ودر ساخت آنها از سنگهای تراشیده شده و سنگهای دریایی تیز وبلند ملات ساروج استفاده شده است. تقریباُ این سد‌ها هشت متر ارتفاع داشته‌اند که ۶/۴ متر آن به مرور زمان در زیر ماسه‌های ساحلی مدفون شده است. انتهای یکی از آنها به کوه پیل بند و دیگری به کوه شهباز بند منتهی می‌شده که به عنوان مانعی از هدر رفتن آب شیرین ناشی از باران جلوگیری می‌کرده‌اند.                                                                            موقعیت اقتصادی

              براساس پیش بینی محققان سازمان ملل در زمینه حمل و نقل بین المللی، حدود نیمی از حمل ونقل جهان میان خاور دور با سایر نقاط دنیا انجام می‌شود. از مجموع ۳ کریدور حمل ونقل جهانی که کارشناسان سازمان ملل برای این امر پیش بینی کرده اند، ۲ کریدور ازایران می‌گذرد و چابهار نقطه عبور جنوبی‌ترین کریدور شرقی–غربی جهان خواهد بود. این کریدور از «دروازه ابریشم» درچین آغاز می‌شود و قلب اقتصاد این کشور یعنی استان کانتون را تغذیه کرده و به سرزمین آسیای جنوب شرقی می‌پیوندد و پس از طی این مسیر وارد هندوستان شده و با پوشش مهم‌ترین شهرهای این ناحیه مانند کلکته، ناکپور، جایپور، حصیرآباد، کراچی و بن قاسم به چابهار می‌رسد.                                                                                    فاصله چابهار با بنادر و شهرهای جهان

               الف- فاصله دریایی بندر چابهار با بعضی از بنادر مهم جهان

               ب- مسافت از دیگر نقاط به منطقه آزاد چابهار

              • تهران ۲۲۸۶ کیلومتر
              • زاهدان ۷۳۱ کیلومتر
              • مرز افغانستان ۹۰۰ کیلومتر
              • مشهد ۱۶۴۷ کیلومتر
              • کراچی ۷۰۰ کیلومتر
              • عشق آباد ۱۹۱۹ کیلومتر
              • دوشنبه ۲۹۵۷ کیلومتر
              • تاشکند ۳۴۰۶ کیلومتر
              • بیشکک ۳۸۹۲ کیلومتر .                                                                           بندر چابهار

                در سال ۱۳۵۲ طرح جامع تاسيس بندر چابهار مطرح و قراردادهاي مربوطه با پيمانكاران منعقد شد. پس از انقلاب اسلامي به دليل كمبود منابع مالي ، بخشي از طرح به تعويق افتاد و بخشي از طرح شامل اسكله نصب سريع و موج شكن به اتمام رسيد. بندر شهيد بهشتي به عنوان بندر اصلی چابهار در سال ۱۳۶۱ با توجه به جنگ عراق و ايران و با تاكيد دولت بر لزوم داشتن بندر در خارج از تنگه هرمز و خليج فارس احداث گرديد. بندر شهيد كلانتري نيز باتكميل چهار پست اسكله فلزي در سال ۱۳۶۲ عملاً به بهره برداري رسيد. با راه اندازی اسکله ۵ بندر شهید کلانتری و اسکله ۵ بندر شهید بهشتی در سالهای گذشته، در حال حاضر بندر چابهار ظرفیت پهلودهی کشتی‌ها با آبخور ۱۲٫۵ متر را دارد.

              • آلماتا ۴۲۱۶ کیلومتر .                                                            منطقه آزاد چابهار

                منطقه آزاد چابهار با مساحت ۱۴ هزار هکتار در منتهی الیه جنوب شرقی ایران در ۲۵ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۶۰ درجه و ۲۷ دقیقه طول شرقی در شرق خلیج چابهار و در کنار آبهای دریای عمان قرار دارد. این منطقه به‌وسیله شبکه حمل ونقل زمینی و هوایی از شمال به کشورهای آسیایی میانه و افغانستان، از شرق به پاکستان و از جنوب به اقیانوس هند اتصال می‌یابد. دسترسی مستقیم به آبهای آزاد و قرارداشتن در خارج از خلیج فارس و همینطور عدم آسیب پذیری در مواقع بروز بحران، موقعیت استراتژیکی را برای ایجاد یک گذرگاه ارتباطی بین کشورهای آسیابی میانه و سایر کشورهای جهان فراهم آورده است.

    + نوشته شده توسط nima در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 19:29 |
    بُروجـِرد یکی از شهرهای قدیمی غرب ایران در استان لرستان است. بروجرد را در گویش بروجردی وُوری یرد vūriyerd و در لُری وُروگرد vorūgerd می نامند. شهر بروجرد مرکز شهرستان بروجرد است. این شهر بیش از دویست و سی هزار نفر جمعیت دارد.

    بافت معماری قدیم این شهر که آخرین بار در دوران قاجاریه ساماندهی شده بسیار زیبا بوده و نمونه هایی از آن هنوز باقی است. هسته اولیه بروجرد شامل چند کوی و محله بزرگ مانند بروا، صوفیان و دانگه بوده است و بازارها، مسجدها و خانه‌های مجللی در آن وجود داشته است. بروجرد در طول تاریخ همواره محصور به حصاری بزرگ بوده است که اطراف آن نیز خندقی قرار داشته است. آخرین بار قلعه بروجرد به دستور حسام السلطنه قاجار بازسازی شد.
    بروجرد
    تصویری از بروجرد
    اطلاعات کلی
    نام رسمی: بروجرد
    کشور: ایران
    استان: لرستان
    شهرستان: بروجرد
    بخش: مرکزی
    دهستان: -
    نام محلی: ووری‌یِرد
    مردم
    جمعیت ۲۲۷٬۵۴۷
    جغرافیای طبیعی
    ارتفاع از سطح دریا: ۱۶۴۰متر
    اطلاعات شهری
    پیش‌شماره تلفنی: ۰۶۶۲
    وب‌گاه: http://boroujerd.info
                                    نام شناسی

    سعید نفیسی بروجرد را از شهرهای ساسانیان و اصل آن را بروگرد و ساخته از "بر" + "گرد" دانسته است که به معنای شهری است که گرد است و بر و میوه فراوان دارد. اشکانیان و ساسانیان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می‌‌ساخته‌اند همانند سوسنگرد، بروگرد و دارابگرد. عده‌ای نام درست بروجرد را ویروگرد دانسته‌اند که به معنای شهر و ساخته ویرو شاهزاده اشکانی است. کوهی در غرب بروجرد با نام ولاش نیز یاد آور نام شاهان اشکانی است. اما معتبرترین نوشته ها، بروجرد را پیروزگرد دانسته‌اند که آن را به فیروز ساسانی منتسب می‌کند.

    یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب به منطقه بروجرد گریخت و سپاهیانش در آن محل بر + او + گرد آمدند و به این ترتیب نام این محل بَروگرد شد [۱].

    در کتابهای تاریخی از بروجرد با نامهای گوناگون نام برده شده است مانند بَروجرد، فلوجرد، اردکرد، یزدگرد، ولوگرد. روحبخشان در کتاب "جغرافیای تاریخی بروجرد" بیش از سی مورد از صورتهای مختلف نام این شهر را به تفصیل ذکر نموده است[۲].

    امروزه بروجرد با نامهای وُروگرد vorūgerd (لری)، بُروگرد borūgerd(روستایی و نیز در نوشته های پارسی سره)، وُوری یرد vūriyerd (گویش بروجرد) و بروجرد borūjerd (نام رسمی) آن شناخته می‌شود. لقب این شهر در گذشته «دار السرور» بوده است که نشان از طبیعت و محیط دلپذیر و مردم خوش مشرب آن داشته است. در دهه‌های اخیر لقب‌های «شهر سبز»، «زادگاه فرزانگان» و «پاریس کوچولو» نیز از سوی مردم مختلف برای بروجرد به کار گرفته شدهتاریخچه بروجرد

    بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنهااز دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتابهای تاریخی، بروجرد یکی از پایگاههای نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده است [۳].

     جغرافیا و آب و هوا

    نمایی از کوههای زاگرس و دریاچه بوستان فدک
    نمایی از کوههای زاگرس و دریاچه بوستان فدک

    بروجرد دارای آب و هوای سرد کوهستانی با زمستانهای پر برف و سرد و تابستانهای معتدل است. تعداد روزهای یخبندان در برخی از نقاط این ناحیه به بیش از ۷۰ روز می رسد. بیشترین درجه حرارت در تابستان‌ها ۳۸ درجه و کم‌ترین آن در زمستان‌ ۱۸ درجه زیر صفر برآورد شده است. میزان باران سالیانه شهرستان بروجرد حدود ۵۰۰ میلی‌متر است که بیشتر در فصل بهار انجام می گیرد. در زمستان بارشها بیشتر به صورت برف است که ارتفاع آن در شهر بروجرد گاه تا یک متر و در کوههای منطقه گاه تا سه متر می رسد.

    شهر بروجرد بر کوهپایه های زاگرس و در دشت سیلاخور قرار گرفته و از سه جهت شرق، شمال و غرب به کوه ختم می شود. تنها در جهت جنوب و جنوب شرقی است که دشت وسیع سیلاخور قرار گرفته است. این شهر و مناطق پیرامون آن به دلیل قرار گیری بر روی گسله سراسری زاگرس، زلزله خیز هستند. بروجرد در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا و در ۰۹/۳۳ درجه شمالی و ۰۸/۴۸ درجه شرقی واقع می‌‌باشد.

    بروجرد بر سر راه تهران - خوزستان قرار گرفته و دارای موقعیت ممتاز ارتباطی است. همچنین راه کرمانشاه - اصفهان از بروجرد می‌‌گذرد. بروجرد با اراک ۱۱۰، با اصفهان ۳۵۰ و با تهران ۳۹۰ کیلومتر، همدان ۱۵۰ کیلومتر و با کرمانشاه ۲۸۰ کیلومتر فاصله دارد. بروجرد به خاطر مردم خوش مشرب و طبیعت زیبایش گردشگران زیادی را پذیراست و در گذشته به دار السرور شهرت داشته است. در فاصله نزدیک به 40 کیلومتری بروجرد آخرین بنای قبل از اسلام و امپراتوری ساسانیان بنام قلعه یزدگرد احداث شده است که برقله کوه و از سنگ لاشه وبدون ملات بنا شده ، و از شواهد وظواهر پیداست قله به سرعت بنا شده و محل آماده سازی و تجدید قوا برای نبرد قادسیه در نزدیکی نهاوند که آخرین جنگ پیش از اسلام برای ایرانیان بوده.

    جمعیت

    شهر بروجرد در سال ۱۳۸۵ جمعیتی برابر با ۲۲۷٬۵۴۷ نفر داشته است. از این میزان، ۱۱۴٫۸۸۴ نفر مرد و بقیه زن بوده اند که تعداد مردان و زنان تقریباً مساوی است. تعداد خانوارهای این شهر در همین سال ۵۹٫۴۳۱ خانواده بوده است [۴].

    جمعیت این شهر در سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵و1386 به ترتیب ۱۸۶، ۲۰۱ و ۲۱۷و356 هزار نفر بوده است [۵].                                                                                                                    گویش

    نمایی از شهر بروجرد
    نمایی از شهر بروجرد
     

    مردمان ناحیه بروجرد با گویش بروجردی صحبت می کنند که گویشی حد فاصل بین لُری و فارسی معیار است. این گویش با تغییرات اندکی در ملایر و ناحیه سربند استان مرکزی نیز به کار می رود. یهودیان بروجرد دارای گویش مخصوص به خود هستند. گویشها و زبانهای دیگر مانند لری خرم آبادی و لکی نیز در منطقه رواج دارند. برخی روستاهای جنوب شهر بروجرد در منطقه سیلاخور به گویشی صحبت می کنند که به گویش سیلاخوری معروف است. گویشوران ترکی با لهجه محلی در برخی روستاهای شرق بروجرد ساکن هستند. این روستاها عمدتا تابعه استان مرکزی و شهرستان سربند هستند اما به دلیل نزدیکی به بروجرد، دارای مراودات و رفت و آمد بیشتری به شهر بروجرد هستند.

    چهره‌های مشهور

    دیدنی‌های بروجرد

    امامزاده جعفر در بروجرد
    امامزاده جعفر در بروجرد


     است.

    + نوشته شده توسط nima در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 13:12 |
    جمهوری فدرال آلمان یکی از صنعتی‌ترین کشورهای پیشرو جهان است. این کشور که در قاره اروپا واقع شده از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوییس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هم‌مرز است.

    آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند. آلمان هنگام جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۱ به عنوان یک ملت دولت متحد شد. آلمان هم اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و موتور اقتصادی حوزه‌ی پولی یورو محسوب می‌شود.

    جمهوری فدرال آلمان یکی از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است. این کشور پرجمعیت‌ترین و ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا نی
    Bundesrepublik Deutschland
    جمهوری فدرال آلمان
    پرچم آلمان نشان ملی آلمان
    تاریخ

    1. دوران مهاجرت و فرانک‌ها (۳۰۰ تا ۴۸۳)
    2. کارولنژی‌ها و فرانک شرقی از سال ۷۵۱.
    3. تشکیل امپراتوری مقدس روم در آلمان (رایش اول، با تاجگذاری شارلمانی تا سال ۱۸۰۶.).
    4. وقوع جنگ سی‌ساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸).
    5. پادشاهی پروس (۱۷۰۱-۱۹۱۸).
    6. اتحاد آلمان و تشکیل رایش دوم در دوران ویلهلم یکم و صدراعظمی بیسمارک ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸.
    7. شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول و تشکیل جمهوری وایمار در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳.
    8. تشکیل رایش سوم توسط آدولف هیتلر در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵.
    9. شکست رایش سوم در جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان توسط متفقین و شکل‌گیری آلمان فدرال در سال ۱۹۴۹
    10. شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۹.
    11. اتحاد دو آلمان در سال ۱۹۹۰ به دنبال سقوط دیوار برلین و تشکیل مجدد آلمان متحد

    ز هست.دیوار برلین

    دیوار برلین جغرافیا

    جمهوری فدرال آلمان کشوری است در قاره اروپا. مساحت آن ۳۴۹٬۲۲۳ کیلومتر مربع است. فاصلهٔ دورترین نقطه از شمال به جنوب آن در خط هوایی ۸۷۶ کیلومتر و غرب به شرق آن ۶۴۰ کیلومتر است. جمعیت آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر است. روز ملی آن سوم اکتبر است. سال ۱۹۹۰ روز اتحاد آلمان استطبیعت

    طبیعت آلمان بسیار متنوع است. سلسله کوه‌های بلند و گاه کم‌ارتفاع با جلگه‌های مرتفع، تپه‌ها، کوه‌پایه‌ها و دریاچه‌ها و دشت‌های باز در کنار هم قرار گرفته‌اند. آلمان از شمال تا جنوب به پنج ناحیهٔ بزرگ طبیعی تقسیم می‌شود.

    رشته کوه‌های آلپ در جنوب باواریا
    رشته کوه‌های آلپ در جنوب باواریا

    سرزمین‌های پست در شمال با دریاچه و تپه‌ماهورها، با مراتع و باتلاق‌ها و هم‌چنین کشت‌زارهای حاصل‌خیز تا آستانهٔ ارتفاعات مرکزی دامن می‌گسترد. از جمله خلیج‌های این منطقه می‌توان از خلیج نیدرراین، خلیج وست فالی و زاکسن – تورینگی نام برد. نزدیک به سواحل دریای شمال تعداد زیادی جزیره وجود دارد مانند بورکوم، نوردرنی، سیلت و هلگولاند. در دریای بالتیک جزایر روگن، هیدنزه و خمارن قرار دارند. بخشی از سواحل دریای بالتیک شنی و مسطح و بخشی دیگر صخره‌ای و مرتفع است. میان دریای شمال و بالتیک زمین‌هایی با تپه‌های کم ارتفاع وجود دارند که «سوییس هولشتاین» نامیده می‌شوند.

    رشته‌کوه‌های میانه، شمال آلمان را از جنوب آن جدا می‌کند. درهٔ راین وسطی و مناطق پرنشیب هسن راه‌های طبیعی هستند که شمال و جنوب را به هم وصل می‌کنند. از جمله کوه‌های بخش مرکزی عبارت‌اند از هونزروک، ایفل، تانوس و وستروالد. در قلب آلمان کوه‌های هارتس قرار دارند. در شرق می‌توان از جمله از جنگل‌های بایرن، کوه‌های فیشتل و کوه‌های ارتس نام برد.

    در حاشیه مناطق پست راین علیا، جنگل سیاه، اشپسارت و شوبیش آلب قرار دارند. مهم‌ترین محور ارتباطی در مسیر شمال – جنوب راه خود را در دل دره‌ای تنگ از میان کوه‌های راین شیفر می‌گشاید.

    دامنهٔ کوه‌های آلپ در جنوب آلمان از تپه و ماهورها و ساحل دریاچه‌های بزرگ در جنوب و هم‌چنین جلگه‌های وسیع شنی و تپه‌های بایرن سفلی و منطقهٔ کم عمق رود دانوب سر بر می‌کشد. شاخص طبیعت این منطقه باتلاق‌ها، تپه‌های گنبدمانند و دریاچه‌هایی هم‌چون خیم و اشتارن برگ و دهکده‌هایی کوچک است.

    سهم آلمان از سلسله جبال آلپ بین دریاچه بودن و برشتس­گاردن قرار دارد و بخش کوچکی از این رشته کوه به شمار می‌رود که محدود است به آلپ‌های آلگو، بایرن و برشتس­گاردن. در منطقهٔ کوهستانی آلپ دریاچه‌هایی دل‌فریب هم‌چون کونیگ در برشتس­گاردن و مناطق توریستی پرطرف‌داری مانند گارمیش­پاتن – کیرشن و میتن­والد جلب‌نظر می‌کنند آب و هوا

    آلمان در منطقهٔ بادهای معتدل و خنک غربی میان اقیانوس اطلس و آب و هوای قاره‌ای در شرق قرار گرفته‌است. دامنه تغییر دما در آن اندک است. ریزش باران در تمام فصول ادامه دارد. میانگین درجه حرارت در زمستان بین ۵/۱ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و منهای شش درجه در مناطق کوهستانی در نوسان است. میانگین دما در ماه ژوئیه بین ۱۸ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و ۲۰ درجه سانتی‌گراد در دره‌های محفوظ جنوب است. دشت‌های پست اطراف راین با آب و هوایی ملایم، بایرن علیا با گاه‌گداری بادهای خشک و گرم از سمت جنوب، کوه‌های آلپ و منطقهٔ هارتس با بادهای تند، تابستان‌هایی خنک و زمستان‌هایی پر برف از این قاعده پیروی نمی‌کنند. این مناطق دارای آب و هوایی ویژه هستند نظام سیاسی

    سازماندهی دولتی بر پایهٔ قانون اساسی است. در رأس دولت رئیس جمهور قرار دارد که نقش وی نمادین است. رئیس حکومت صدر اعظم است. وی تعیین‌کنندهٔ سیاست حکومتی است.[۱]

    اعلامیه جهانی حقوق بشر رکن جدایی‌ناپذیر قانون اساسی آلمان است. ماده ۲۰ قانون اساسی نظام سیاسی، آلمان را با مشخصه‌های دموکراتیک بودن، اجتماعی بودن، مبتنی بر قانون بودن و فدرال بودن معرفی می‌کند ایالت‌های آلمان

    ایالت‌های آلمان
    ایالت‌های آلمان

    آلمان ۱۶ ایالت دارد به قرار زیر:

    1. بادن-وورتمبرگ (Baden-Württemberg)
    2. بایرن (Bayern)
    3. برلین (Berlin)
    4. براندنبورگ (Brandenburg)
    5. برمن (Bremen)
    6. هامبورگ (Hamburg)
    7. هسن (Hessen)
    8. مکلنبورگ-فورپومرن (Mecklenburg-Vorpommern)
    9. نیدرزاکسن (Niedersachsen) (ساکسونی سفلی)
    10. نوردراین-وستفالن (Nordrhein-Westfalen)
    11. راینلاند-فالتز (Rheinland-Pfalz)
    12. زارلاند (Saarland)
    13. زاکسن (Sachsen)
    14. زاکسن-آنهالت (Sachsen-Anhalt)
    15. اشلسویگ-هولشتاین (Schleswig-Holstein)
    احزاب

    امور و مسائل سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتی فریبکارانه جلوه می‌کند.[۳]

    احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال‌مسیحی (CSU)، حزب سوسیال‌ دموکرات (SPD)، حزب لیبرال (دموکراتهای آزاد FDP)، حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) و حزب چپ (Die Linke). تعداد کثیری هم حزب‌های کوچک وجود دارند که به ندرت می‌توانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست آورد.[۴]                                               اقتصاد

    آلمان پس از آمریکا و ژاپن سومین قدرت صنعتی جهان است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شده‌ است. صنایع مهم شامل الکتریکی، مکانیکی، خودروسازی، مواد شیمیایی، منسوجات، هوافضا، غذایی و وسایل نقلیه‌است. صنایع سنگین و مهندسی در منطقه روهر، شیمیایی در شهرهای کنار رود راین و وسایل نقلیه موتوری در مراکز بزرگ ایالتی مانند اشتوتگارت تمرکز دارد.

    از آغاز دهه ۱۹۸۰، رشد کلانی در صنایع تکنولوژی پیشرفته روی داده‌است. آلمان بجز ذغال سنگ معادن نسبتاً کوچک سنگ آهن، بوکسیت، سنگ مس، نیکل، قلع، نقره ، پتاس و نمک ، ذخایر طبیعی نسبتاً کمی دارد و شدیداً به واردات مواد اولیه متکی است.

    عرضه نیروی کار با کمبود روبرو بوده‌ است و تعداد زیادی «کارگر مهمان» (گاست اربایتر) بویژه از ترکیه و یوگسلاوی سابق به کار گرفته شده‌اند. از ۱۹۹۰ کمبود نیروی کار در غرب کشور با مهاجرت از شرق، جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، نیز مواجه شده‌است. تعداد افراد شاغل در صنایع خدماتی نزدیک به دو برابر کارکنان صنعت تولیدی است. بانکداری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارز خارجی است، و شهرفرانکفورت یکی از مراکز اصلی امور مالی و تجاری در جهان است. اتحاد دو آلمان در اکتبر ۱۹۹۰ چالش بزرگی را در پیش روی اقتصاد این کشور قرار داد. در گذشته جمهوری دموکراتیک آلمان دارای موفقترین اقتصاد در بین کشورهای عضو شورای همکاری متقابل کومکون بود، ولی بر حسب میزان و کیفیت تولید محصولات، و سطح زندگی مردم کمتر از آلمان غربی سابق توسعه یافته بود.        مردم

    در آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر زندگی می‌کنند. از این تعداد حدود ۹٫۲ میلیون نفر خاستگاه غیرآلمانی دارند که ۸٫۳ درصد از مجموع جمعیت آلمان را تشکیل می‌دهند. از نتایج این ترکیب جمعیت تنوعی است که مهاجرین ساکن آلمان، اقلیت‌های قومی و هم‌چنین مناطق و ایالت‌های دارای سنت‌ها و لهجه‌های متفاوت همه در آن سهم دارند.                        ویژگی‌های جمعیتی

    پراکندگی جمعیت در آلمان بسیار ناهم‌گون است. حدود یک سوم جمعیت، یعنی ۲۵ میلیون نفر در ۸۲ شهر بزرگ زندگی می‌کنند و ۵۰٫۵ میلیون نفر در بخش‌ها و شهرهایی که بین ۲٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارند. حدود ۶٫۴ میلیون نفر ساکن آبادی‌هایی با حداکثر ۲٫۰۰۰ نفر سکنه هستند. جمعیت برلین که از زمان اتحاد مجدد کشور به سرعت افزایش یافته در حال حاضر بیش از ۴/۳ میلیون نفر است. در منطقهٔ صنعتی راین و روهر، جایی که شهرها بدون مرزهای مشخصی به هم پیوسته‌اند، بیش از ۱۱ میلیون نفر ساکنند که معادل ۱۱۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. این مناطق پرجمعیت در برابر مناطقی با تراکم جمعیت بسیار کم مانند بخش‌های بزرگی از مارک- براندنبورگ و مکلن بورگ – فورپومرن قرار دارند.

    آلمان در مجموع با میانگین تراکم جمعیت ۲۳۰ نفر در هر کیلومتر مربع از جمله پرتراکم‌ترین کشورهای اروپاست که از ایالات قدیمی در غرب تا مناطقی که قبلاً جمهوری دموکراتیک آلمان نامیده می‌شدند تفاوت فاحشی را به نمایش می‌گذارد. در این ایالات جدید و شرق برلین تراکم جمعیت ۱۴۰ نفر در هر کیلومتر مربع است و در ایالات قدیمی این رقم به ۲۶۷ نفر می‌رسد. آلمان با ۹ تولد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال از جمله کشورهایی است که از پایین‌ترین میزان زادوولد در جهان برخوردارند. کودکان بسیاری در میان‌سالی مادران پا به عرصه وجود می‌گذارند. زنان اغلب اولین فرزند خود را در آغاز دهه چهارم زندگی به دنیا می‌آورند و به ازای هر زن در حال حاضر به‌طور متوسط ۴/۱ کودک وجود دارد. با این وجود جمعیت آلمان در سال‌های اخیر ثابت مانده و کمبود زاد و ولد با ورود حدود ۳ میلیون مهاجر جبران شده‌است. میزان پایین زاد و ولد و افزایش میزان امید به زندگی (برای هر پسر تازه متولد ۴/۷۴ سال و هر دختر تازه متولد ۶/۸۰ سال) تأثیر مستقیم بر هرم سنی جمعیت دارد. سهم افراد بالای ۶۰ سال احتمالاً از ۲۳ درصد درحال حاضر به ۳۰ درصد در سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت و نسبت آن بخش از جمعیت که به‌طور فعال به کار اشتغال دارد و بازنشستگان به تدریج به سود بخش اخیر تغییر می‌یابد.

    خانواده هنوز به عنوان بهترین شکل زندگی مشترک ترجیح داده می‌شود. اکثریت بزرگی ازجمعیت در یک خانوار زندگی می‌کنند. تقریباً نیمی از جمعیت در یک خانواده سنتی شامل والدین و فرزندان زندگی می‌کنند. با این وجود گرایش به سمت خانواده کوچک و افزایش تعداد خانوار قابل مشاهده‌است. در شهرهای بزرگ از هر چهار نفر و در شهرهای کوچک و روستاها از هر هفت نفر، یک نفر تنها زندگی می‌کند. حدود ۴/۲ میلیون نفر، که اغلب آنان زن هستند، به تنهایی با فرزندان خود زندگی می‌کنند       مسائل اجتماعی

    [ویرایش] زبان آلمانی

    آلمانی جزو گروه بزرگ زبان‌های هند و ژرمنی است و در حوزهٔ زبان‌های ژرمنی قرار می‌گیرد. این زبان با دانمارکی، نروژی و سوئدی، هلندی، فلمی و همچنین انگلیسی هم خانواده است. در آغاز قرون وسطی تعداد کثیری زبان‌های نوشتاری محلی وجود داشت. با گسترش ترجمه لوتر از انجیل، به تدریج یک زبان نوشتاری متحد که به طور عمده بر زبان دیوانی زاکس (مایسنر) استوار بود، جای خود را باز کرد.

    در آلمان به لهجه‌های گوناگونی صحبت می‌کنند، اغلب از لهجه و تلفظ مردم آلمان می‌توان به منشا محلی آن‌ها پی­برد. چنانچه مثلاً یکی از اهالی مگلن‌بورگ و یک بایری هر کدام با لهجه خود با یک‌دیگر سخن بگویند، به سختی یکی سخن دیگری را خواهد فهمید. در ابتدا در سرزمین کنونی آلمان قبایل مختلفی مانند فرانک‌ها، زاکس‌ها، شواب‌ها و بایری‌ها زندگی می‌کردند. امروز این قبایل در هیبت اولیه خود دیگر وجود ندارند ولی سنت‌ها و لهجه‌هایشان در گروه‌های منطقه‌ای به حیات خود ادامه داده‌است.

    امروزه در اتریش، لیختن‌اشتاین، بخش بزرگی از سوییس، تیرول جنوبی (در شمال ایتالیاشلزویک شمالی (در دانمارک) و بخش‌های کوچکی از بلژیک و لوکزامبورگ در امتداد مرز آلمان به زبان آلمانی تکلم می‌شود و زبان مادری به حساب می‌آید. هم‌چنین اقلیت‌های آلمانی در لهستان، رومانی و در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق زبان آلمانی را حفظ کرده‌اند. آلمانی زبان مادری بیش از ۱۰۰ میلیون نفر است. از هر ده کتابی که در جهان منتشر می‌شود، یکی به زبان آلمانی نوشته میشود

    + نوشته شده توسط nima در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:57 |
    سلطان نشین عمان کشوری پادشاهی است در شرق شبه‌جزیره عربستان. پایتخت آن مسقط است. این کشور در جنوب خلیج فارس قرار دارد. و از جنوب شرق نیز به دریای عرب و از شمال به دریای عمان محدود است.

    عمان در طول تاریخ عمان به نام‌های مختلفی نامیده شده‌است. اما بارزترین نام‌ها مجان بوده‌است، این نام ارتباط وثیقی به صناعت کشتی سازی ومعادن مس «نحاس» در زبان سومریان داشته‌است. همچنین مدتی نام عمان «مزون» بوده‌است نسبتاً به وجود تعداد زیادی از چشمه‌های آب شیرین در این مناطق. همچنین نام «عمان» نام مکانی بسیار قدیمی بوده‌است در یمن واز آنجا قبائل عربی مهاجرت نموده‌اند به عمان بعد از ویران شدن سد مأرب . اما بعضی از مؤرخین نوشته‌اند که وجه تسمیت عمان به «عمان» بر می‌گردد به (عمان بن سبأ بن یغثان بن ابراهیم ).تاريخ عمان

    تاریخ عمان به دوران بسیار دور بر می‌گردد. به گفته باستانشناسان تاریخ عمان به هزاره دوازهم قبل از میلاد بر می‌گردد. در آن دوران عمان تازه از عصر جلیدی خارج شده بود. درآن دوران عمان سرزمینی سرسبز وحاصلخیز وپربار در برداشت. در نتیجه حفریات و کنجکاوی در مناطق مختلف اثری وقبرستانهای ولایت بریمی در منطقه ظاهره و ولایت ابراء در منطقه شرقی و محوت در منطقه وسطی و نزوی در منطقه داخلیه ودیگر مناطق سلطنت عمان و مخصوصاً مناطق ساحلی. از این حفریات پیدا می‌شود که عمان درآن دوران علاقات تجارتی گسترده‌ای در مابین فارس و هند وبلاد (مابین النهرین) یا میانرودان داشته‌است واین علاقات تجارتی متین بوده‌است.عمان درهزاره سوم قبل از میلاد

    در هزاره سوم قبل از میلاد عمان به نام «مجان» مشهور بوده‌است حسب دلاله گویش سومریان که به سازش کشتی ومعادن مس می‌گفتند. نوعی کشتی در عمان وجود دارد که بنام «مجان» معروف است. همچنین مس یکی از کالاهای تجارتی اصلی عمان بوده که با کشتی‌های «مجان» بارکشی می‌شده‌است. در پی کنجاوی وحفریات در طول وعرض کشور عمان آثار معادن مس پیدا شده‌است، در حال حاضر هم مس یکی از اقتصاد اصلی کشور عمان به شما می‌آید، بعد از اینکه این معدنها بازسازی شده‌است از جانب دولت، ویکی از معدنها مهم کشور معدن مس صحار است. تاریخ عمان نشان می‌دهد که عرب از بدء وجودشان در عمان ساکن شده‌اند، «عاد و قبیله اش» در تپه‌های شنی (کثبان رملی) وتلماسههایی که بین عمان و حضرموت قرار دارد زندگی می‌کرده‌اند.عمان در دوران هخامنشی

    در قرن ششم قبل از میلاد کوروش کبیر (۵۵۰ _ ۵۳۰ ق م)، عمان را فتح نمود. واینطور که معلوم است سازه قنات که به عربی به آن «الأفلاج» می‌گویند در آن دوران احداث شده‌است. اینگونه آبیاری در عمان شهرت فراوانی دارد ودر حال حاضر صدها رشته قنات در کشور عمان وجود دارد وبنام «اَلفَلجَ» معروف است وجمع آن «الأفلاج» گویند. همچنین رشته دیگری از قنات نیز در عمان وجود دارد که بنام «داوودی» مشهور است. گفتاره‌است که «قنات داوودی» از ابتکار نبی الله داوود است، بنا براین بانام (داوودی) نامگذاری شده‌است.عمان در دوران ساسانیان

    تاریخ عمان نشان می‌دهد که در دوران قلمرو حکم ساسانیان از سالهای (۲۲۶_ ۶۱۰ م) عمان تحت نفوذ حکم امبراطوری ساسانی بوده‌است. اما اطلاعات چندانی از این دوران در دست نیست. ولی آنچه مسلم است که قسمتی از خاک عمان تحت حکم ساسانی بوده‌است تا ظهور قبیله «بنی ازد».عمان و بنی ازد

    در اواخر قرن سوم و اوائل قرن دوم قبل از میلاد سد مأرب در مملکت سبا ویران می‌شود، با ویران شدن سد یک شورش اجتماعی واقتصادی برپا می‌شود وتمام مردم سبأ به مناطق اطراف پراکنده می‌شوند، وپس از ویرانی وانحطاط سد مأرب ، قبیله بزرگ بنی ازد به عمان مهاجرت می‌کنند. در این کوچ بزرگ قبیله بنی ازد به سرپرستی بزرگ قوم مالک بن فهم الأزدی وارد عمان می‌شوند. بعد از مدتی وپس از استقرار در عمان بنی ازد دست به یک نبرد مسلحانه با دیگر اقوام بینگانه‌ای که در عمان وجود داشتند می‌زند ودر مدت کوتاهی بنی ازد می‌تواند تمام بیگانگان از عمان خارج نماید واستقرار وامنیت در عمان برقرار نماید واولین مملکت عربی در عمان بنیادگذاری کند. تاریخ نویسان عرب چنین می‌نویسند که بنی ازد پادشاهان کوه وصحراء بودند. این دودمان از پادشاهان بنام «آلجلندی» معروف بودند. سلسله پادشاهان آلجلندی در طول تاریخ عمان مشهور بوده‌اند.عمان در دوران اسلام

    در دوران حکمرانی «آلجلندی» اسلام وارد عمان شده است. درآن دوران محمد، عمرو بن العاص و ابازید الأنصاری برای دعوت مردم به اسلام به عمان می‌فرستد. درآن دوران پادشاه عمان جیفر الجلندی وبرادرش عبد الجلندی برعمان حکمران بودند. پادشاه عمان اسلام را پذیرفتند ومردم عمان یک پارچه به دین مبین اسلام گرویدند، وازآن به بعد عمان یکی از قلعه‌های بزرگ اسلام واز مدافعین اسلام در جنگهای ردّه بودند. بعد از وفات رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بسیاری از اعراب شبه جزیره عربستان اسلام را رها نموده وبه دین اجدادشان برگشتند، عمانیها برای خونسار کردن این حادثه در جنگهایی که بنام (جنگ رَدّه) معروف بود شرکت داشتند. همچنین رجالات عمان در فتوحات اسلامی در عراق ، ایران ، هند ، سند و بلاد الشام و مصر وبلاد مغرب و اندلس نیز شرکت داشته‌اند. عمانیها در طول تاریخشان به تجارت مشهور بودند وکشتی‌های باری متعددی داشته‌اند وتا نقاطی دور دست وحتی حدود چین وشرق افریقا رسیده بودند. در آن دوران صحار یکی از بنادر مهم تجارتی عمان بود وکشتی‌های تجارتی از این بندر مهم به سواحل افریقا و مدغشقر وشرق اقصی رسیده بودند. اما در نیمه قرن ششم هجری بنی نبهان منطقه داخلی پایتخت حکم خود قرار دادند ومناطق ساحلی را رها نمودند بنا براین برتغالیها این مناطق را اشغال نمودند. حکم بنی نبهان در منطقه داخلی در قرن نهم هجری پایان یافت.برتغالیها در عمان

    در قرن ۱۶ میلادی برتغالیها از رأس الرجاء الصالح می‌گذرند وتقریباً برتمام شهرهای ساحلی شرق افریقا دست می‌یابند، سپس به ساحل هند و اقیانوس هند می‌رسند. در سال ۱۵۰۷ میلادی برتغالیها بر عمان حمله می‌کنند وبعد از مقامت شدید از جانب عمانیها سر انجام موفق می‌شوند عمان را اشغال می‌کنند و مدت یک قرن ونیم در عمان می‌مانند.دولت الیعاربه

    در سال ۱۶۲۴ میلادی دولت «العیاربه» به سرپرستی الامام ناصر بن مرشد الیعربی تأسیس می‌گردد. با به روی صحنه آمدن ناصر الیعربی در پی بیرون راندن برتغالیها از عمان می‌شود، ولی درک می‌کند که بیرون راندن برتغالیها از عمان بدون همبستگی تمام مردم عمان امکان پذیر نیست، لذا در ابتداء امر می‌کوشند تمام مردم وطوایف عمان دور خود جمع آوری کند وسپس با برتغالیها وارد جنگ شود. وبعد از همبستگی وگردهمایی عمانیها وتقویت جبهه داخلی، امام ناصر بن مرشد الیعربی یقین داشت که نبرد بابرتغالیها فقط یک معرکهٔ زمینی نیست، ولاکن معرکهٔ آزادی در مقام اول است. همچنین می‌دانست که سِّر قوت برتغالیها در اسطول دریاهی ایشان است. بنا براین اولین کاری که انجام داد انشاء وتأسیس یک اسطول بزرگ وقوی همچنین تأمین ذخیره وموئن ومهمات وبا تدبیر کامل وتهیه ما یحتاج جنگ با برتغالیها وارد نبرد شد. در مدت کوتاهی چند شهر ساحلی از چنگ برتغالیها آزاد نمود،ولی مرگ به ایشان امان نداد ودر گذشت. پس از ایشان جانشینش الامام سیف بن سلطان الیعربی براه ایشان ادامه دادند ودر سال ۱۶۴۹ میلادی توانست مسقط از قبضهٔ برتغالیها رها سازد. بعد از آزادی مسقط تمام قِلاع برتغالیها یکی پس از دیگری سقوط کردند وسر انجام تمام عمان از قبضهٔ برتغالیها رها گردید. عمانیها با تحریر بلادشان از تسلط برتغالیها اکتفاء نکردند وقوه برتغالیها در سواحل هند وساحل شرقی افریقا و اقیانوس هند تعقیب نمودند وتوانستند در چند حمله پی در پی قشون برتغالیها از این مناطق خارج کنند تااینکه سر انجام در سال ۱۶۹۸ میلادی برتغالیها برای همیشه از منطقه رانده شدند. با این عمل شجاعانه عمانیها توانستند نام عمان در صفحه درخشان تاریخ ثبت نمایند. در نتیجه این پیروزی یک دولت بزرگ وقدرتمند در عمان پدید آمد وباداشتن یک اسطول بزرگ دریائی بر تمامی آبهای منطقه تسلط یافتند، پس از آن عمانیها صاحب بزرگ‌ترین اسطول دریائی وتجارتی در اقیانوس هند بودند در آن دوران، همچنین حدود مملکت عمان تاساحل شرقی افریقا گسترش یافت ودولت عمان بر تمامی جزیره‌های این مناطق وساحل افریقا تا دهٔ شست از قرن بیستم بر این مناطق حاکم بودند. در این دوران عمان یکی از ثروتمندترین دولت منطقه بودند، بنا براین بر آبادانی مملکت کوشیدند وده‌ها قنات (الأفلاج) برای آبیاری ایجاد نموند وبزراعت وکشتکار پرداختند وباغهای مرکبات متعدی ایجاد نمودند، وبرای حفاظت از منطقه سه دژ بزرگ ومهم در مناطق مختلف عمان بنا نهادند، قلعه‌های مذکور عبارت‌اند از: قلعه نزوی ، قلعه الحزم و حصن جبرین. باضافه دوقلعه مشهور قلعه میرانی و قلعه جلالی که بر شهر مسقط نظارت داشتند.دولت آلبوسعید

    پس از پیروزی بزرگ «العیاربه» در جنگ با برتغالیها مدتی عمان در آرامش وامنیت واستقرار می‌گذراند، ولی در اواخر حکومتی این خاندان خلافاتی بروز می‌کند و نا امنی در مناطق داخلی شروع می‌شود ورفته رفته کشور دچار شورش وهرج ومرج می‌شود وآشوب نا امنی آغاز می‌گردد. در اینجا احمد بن سعید البوسعیدی که والی شهر صحار بود بر علیه دولت الیعاربه قیام می‌کند. احمد بن سعید توانست مردم صحار و رستاق دور خود جمع نماید وبه کمک ایشان مخالفان خود از طریق خود بردارد و شکست دهد. در سال ۱۷۴۴ میلادی مردم واهل الحل والعقد در رستاق اجتماع می‌کنند واحمد بن سعید بطور رسمی به رهبری بر می‌گزینند وبه ایشان لقب «الامام احمد بن سعید» می‌دهند. این امامت ورهبری آغاز سلطنت پادشاهان آلبوسعیدی بود که تا امروز در حکم عمان ادامه دارند. بعد از انتخاب الامام احمد بن سعید البوسعیدی به امامت ورهبری ولایت رستاق پایتخت حکم خود قرار داده وبه انشاء وتأسیس یک قوه نظامی دریائی می‌پردازد که بتواند از مملکت حمایت نماید. همچنین شهر مسقط یکی از مراکز مهم تجارتی در آورده وعلاقات خاصی بین هند و افریقا برقرار می‌نماید، واسطول دریائی ایشان بر تمام مناطق آبی نفوذ داشته‌است. در آن دوران مجموعه‌ای از دزدان دریائی از (ملبار) به کشتی‌های تجارتی حمله می‌کنند وکالاهای کشتی‌های تجارتی می‌ربایند، ایشان کشتی سر ستون اسطول جنگی اش که بنام «الرحمان» معروف بود به دنبال آنها می‌فرستند و رهبر دزدان دستگیر می‌کند. همچنین در سال ۱۷۵۵ میلادی وقتی که بغداد مورد حمله چپاولگران وشورشیان قرار گرفت به کمک والی بغداد می‌شتابد وشهر بصره از دست شورشیان آزاد می‌کند. پس از استقرار امنیت در عمان ومناطق دریائی و اطراف عمان، الامام احمد بن سعید در سال ۱۱۹۹ میلادی این دار فانی به درود حیات گفتند. پس از وفاتش پسرش بر مسند حکم می‌نشیند. سعید بن احمد بن سعید (۱۷۸۳ _ ۱۷۸۴) میلادی حکمران عمان می‌شوند. پس از فوتش پسرش حمد بن سعید (۱۷۸۴ _ ۱۷۹۲) میلادی حاکم عمان بودند، حمد بن سعید پایتخت خود از رستاق به مسقط نقل مکان می‌دهند، ونفوذ خود تا دریای شرقی افریقا گسترش دادند، پس از مرگش سلطان بن احمد برجایش نشستند. سلطان بن احمد بن سعید (۱۷۹۲ _ ۱۸۰۴) میلادی، در دوران حکومتی سلطان بن احمد تعداد اسطول وکشتی‌های دریائی عمانی دو برابر افزوده می‌شود. پس از سلطان بن احمد السلطان سعید بن سلطان (۱۸۰۴ _ ۱۸۵۶) میلادی بر مسند حکم می‌نشیند. در ایام حکم سعید بن سلطان قوه واسطول دریائی عمان به اوج خود می‌ رسد. السلطان سعید بن سلطان یکی از شخصیت‌های برجسته عمان بودند. شخصتیی مرموق مدیر ومدبر وسیاستمدار و جنگجوئی شجاع وتاجر وشخصیتی دبلوماسی وحازم بودند. مردی هشیار زیرک وحیله گر مکار، ومردی مجرب ودنیا دیده شعارش این یود (آنچه نمی‌توانید با جنگ بدست بیاورید ممکن است با حیله ومکر بدست آورید). السید سعید بن سلطان در دوران حکم طولانی خود که ۵۲ سال بطول انجامید توانست امبراطوری گسترده‌ای تأسیس نماید که حدودش از شرق افریقا تاساحل ایران تشکیل دهد درآن دوران که طوفان جنگ وستیز تمام منطقه را در برگرفته بود ایشان مانند یک ربانی ماهر ودنیا دیده توانست سفینه عمان به بّر امان برساند. در ابتداء حکمش فقط قسمتی از خاک عمان ومقاطعات این دیار زیر نفوذ داشت که راه‌های شنی اش کاروانهای شتر با دشواری ونا امنی طی می‌کردند، اما در روز وفاتش یک امبراطوری مترامی الأطراف از خود برجای گذاشتند که هزارها امیال گسترش داشت, و در سواحل اقیانوس هند که قوافل کشتی‌های جنکی وباری وتجارتی درآن شناور بودند. حدود امبراطوری ایشان از سواحل عمان ، بندر گوادر، مکران، جزیره زنگبار و بمبا در ساحل شرقی افریقا ، همچنین نشاط این امبراطوری گسترده تا ماوراه مستعمره گوادر وساحل شرقی افریقا، واجاره نمودن بندر عباس وجزیره قشم و جزیره هرمز در خلیج فارس ، و پیمان تجارتی بستن با حکومت انگلستان و فرنسا و هولندا و برتغال و ایالات متحده امریکا. در سال ۱۸۴۰ میلادی سعید بن سلطان نماینده شخصی خود «احمد بن نعمان الکعبی» به عنوان اولین سفیر عرب به‌وسیله کشتی شخصی خود که بنام سفینهٔ «سلطانه» معروف بود به نیویورک فرستاد. این کشتی اولین کشتی عربی بود که به نیویرک می‌رفت. السید سعید بن سلطان عشق خاصی به دریا داشت، ازآنجا بود که به ایشان لقب «السید البحار» داده بودند، یعنی «سید دریا» . سعید بن سلطان بیشتر اوقات زندگی اش بر سفر و برفراز آبهای دریا گذرانیده بود، ایشان ربانی ماهر بودند وقتی اسطول بزرگ تجارتی و جنگی ایشان بر دریا ابحار می‌کردند، خودش در کشتی مخصوصش «شاه علم» جلو قافله کشتی‌ها پیش می‌رفتند وسعید بن سلطان خودش کشتی را می‌راندند، در اینجا لازم به ذکر است که السلطان سعید بن سلطان هنگام وفاتش نیز بر روی دریا بودند، ایشان در سال ۱۸۵۶ میلادی در کشتی شصخی خود «فکتوریا» در دریای سیشیل فوت کردند. ایشان در این سفر از مسقط رهسپار زنگبار بودند ولی در عرض دریا مردند. بنا براین به ایشان لقب سید دریا داده بودند. روایت است که دوران زندگی سعید بن سلطان در آب یعنی (دریا) بیشتر از زندگی ایشان در خشکی بوده‌است. می‌گویند که ایشان بیش از ۲۰ کشتی خاص داشته بوده‌است. اما اسطول جنگی اش از ۸۰ کشتی جنگی تجاوز کرده بوده‌است، که در هرکشتی ۱۴ توپ جنگی قرار داشته‌است، وسه فرقاطه که در هریک ۳۶ توپ داشته بوده‌است. وکشتی سر پرست این اسطول ۶۴ توب داشته‌است. به جانب ۱۰۰ قایق جنگی مساند که درآن ۶۰۰۰ نفر جنگجو بودند. بعد از وفات السید سعید بن سلطان بلاد دچار شیب وفراز گوناگونی بوده‌است، روزگاری بسیار درخشان وروزگاری تاریک ونا بسامان داشته‌است. تا اینکه در ۲۳ ژوئیه سال ۱۹۷۰ سلطان قابوس بن سعید آلبوسعید بر مسند حکم می‌نشینند. در زمان سلطنتی محمدرضاشاه پهلوی هنگامی که چریکهای چپ جنبشی را در عمان و ظفار آغاز کردند دولت آن زمان ایران برای کمک به حکومت آن کشور نیروهایی را به عمان فرستاد.جغرافیا

    عمان
    عمان
    روستاى  برکة الموز  ــ در پایه كوه حجر ــ عمان
    روستاى برکة الموز ــ در پایه كوه حجر ــ عمان

    کشور پادشاهی عمان دومین کشور بزرگی است در شبه جزیره عربستان از ناحیه مساحت، ودر حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت خاک عمان می‌باشد. بیشتر خاکهای عمان کوهستانی است ودر اقصی جنوب جزیره عربستان واقع شده‌است. در بیشتر بخش‌های کشور عمان رشته‌کوه‌های بزرگ و سخت‌گذر حجر که از دشت‌ها و جلگه‌های از رأس مسندم شروع می‌شود ودر امتداد امارت رأس‌الخیمه و فجیره و سلطنت عمان می‌گذرد تا بیابان‌ها و هامون‌های «الجو» امتداد یافته‌است می‌پوشاند. در مناطق داخلیه عمان نیز کوههای متعددی وجود دارد. بلندترین قلهٔ این رشته‌کوه‌های بزرگ که از این مناطق عبور می‌کند کوه حجر نامی می‌شود. در وسط این کوه جبل اخضر قرار دارد که ارتفاعش به ۳۰۷۵ متر می‌رسد. در ارتفاعات این کوه زیبا رنگهای مختلفی دارد وبشکل مدرج است. این کوه دربین سهل ودشت و تپه‌ماهورهای بزرگ واقع شده‌است. در تباین خاک مناطق کشور عمان اختلاف گوناگونی وجود دارد، زمینهای سبخ در کرانه دریا ، تا سهل حاصلخیر باطنه در جنوب شرقی و مسقط ، واز صحرای پهناور ربع الخالی تا حدود کوههای سرسبز صلاله که شبیه مناطق استوائی است. محدوده کشور عمان از مغرب امارات متحده عربی و عربستان سعودی، از جنوب کشور یمن، از شمال تنگه هرمز ، واز سمت مشرق به دریای عرب محدود می‌شود، درازی ساحل عمان ۱۷۰۰ کیلومتر می‌باشد.


    فرمانروایان

    وادى سمائل ــ عمان

    وادى سمائل ــ عمان

    راه مسقط ــ سلطنت عمان

    راه مسقط ــ سلطنت عمان

    دژ بيت الفلج ــ عمان

    دژ بيت الفلج ــ عمانقلعه اى در ميان نخلستان ــ عمان
    قلعه اى در ميان نخلستان ــ عمانالسيد سعيد بن سلطان ــ (سلطان مسقط و عمان (۱۸۰۴ _ ۱۸۵۶) میلادی
    السيد سعيد بن سلطان ــ (سلطان مسقط و عمان (۱۸۰۴ _ ۱۸۵۶) میلادی
    مسجدى زيبا در شهر مسقط ــ عمان


    + نوشته شده توسط nima در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 19:4 |
    ایالات متحدهٔ آمریکا (به انگلیسی: United States of America) کشوری است سکولار با سیستم جمهوری فدرال در آمریکای شمالی. پایتخت آمریکا شهر واشنگتن دی‌سی است.

    این کشور در شرق به اقیانوس اطلس، در غرب به اقیانوس آرام، از شمال به کشور کانادا و از جنوب به مکزیک محدود می‌شود. این کشور همچنین از طریق پایگاه دریایی گوانتانامو مرز مشترک اندکی با کوبا دارد؛ آمریکا از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد و مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.

    این کشور ایالات متحدهٔ امریکا، امریکا، آمریکا، ایالات متحده و اتازونی نیز نامیده می شود.

    شهروند ایالات متحده آمریکا را معمولاً «آمریکایی >>جغرافیای طبیعی

    ایالات متحده آمریکا در نیمکره غربی زمین و در شمال قاره آمریکا واقع شده‌است. چهل و هشت ایالت همجوار و نیز دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قاره آمریکا و مجمع الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) روی هم رفته کشور ایالات متحده آمریکا را تشکیل می‌دهند. همچنین در دو منطقه حوزه دریای کارائیب و نیز بخش‌هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده‌ای نیز وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می‌شوند ولی به گونه‌ای خود گردان اداره می‌گردند. پورتو ریکو از این نمونه است» می‌نامند وسعت آمریکا

    از نظر وسعت و پهناوری آمریکا بعد از روسیه، کانادا و چین چهارمین کشور بزرگ جهان است. به طور تقریبی کشور ایالات متحده آمریکا:

    شش برابر بزرگ‌تر از ایران، ۲۵ درصد بزرگ‌تر از استرالیا، ۳۵ برابر بزرگ‌تر از انگلستان، ۱۴برابر بزرگ‌تر از فرانسه و نصف روسیه است.

    همچنین این کشور، کمتر از یک سوم قاره آفریقا، نصف نیم قاره آمریکای جنوبی، اندکی بزرگ‌تر از برزیل، ۳۰۰ برابر بزرگ‌تر از کشور هائیتی و دو و نیم برابر بزرگ‌تر از مجموع کشورهای اروپای غربی استمختصات و موقعیت جغرافیایی آمریکا

    ایالات متحده آمریکا از شمال با کشور کانادا و در جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد . این کشور در شمال غرب قاره آمریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. چهل و هشت ایالت به هم پیوسته که خاک اصلی آمریکا را تشکیل می‌دهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیکو و از غرب به اقیانوس آرام منتهی می‌شوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگه برینگ و از جنوب غربی به اقیانوس آرام ختم می‌گردد. مجمع الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی آمریکا و در اقیانوس آرام واقع شده‌است.

    مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا عبارت‌اند از: نیوانگلند، ایالت‌های ساحلی، اقیانوس اطلس، جنوب، میدلند (غرب میانه) و غرب. کشور ایالات متحده آمریکا در مجموع ۹٬۶۳۱٬۴۱۸ کیلومتر مربع وسعت دارد که البته چهارصد و هفتاد هزار کیلومتر آن را جزایر پراکنده و تحت قلمرو آمریکا در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل می‌دهد.جغرافیای انسانی

    نمونه ای از چند زن جوان آمریکایی در نیویورک
    نمونه ای از چند زن جوان آمریکایی در نیویورک

    جمعیت آمریکا بر اساس برآورد سال ۲۰۰۷ اداره آمار آمریکا در حدود ۳۰۱٬۱۳۹٬۹۴۷ نفر تخمین زده شده است، و نرخ رشد جمعیت در حدود ۰٫۸۹۴٪ می باشد.

    بر اساس آمار منتشرهٔ سال ۲۰۰۳، نژاد آمریکاییان را سفید ها ۸۱٪، سیاهان (آمریکایی آفریقایی‌تبار) ۱۲٫۹٪، آسیایی ها ۴٫۲٪، سرخپوست ها ۱٪، و بومیان هاوایی و جزایر پاسفیک ۰٫۲٪ تشکیل داده اند. در این آمار نژاد اسپانیایی تبار (موسوم به هیسپانیک/لاتینو) با نژاد سفید محاسبه گردیده است. ایرانیان مقیم آمریکا نیز جمعیت کوچک اما قابل توجهی را تشکیل داده اند.

    زبان های مرسوم در آمریکا بترتیب عبارت‌اند از انگلیسی ۸۲٫۱٪، اسپانیولی ۱۰٫۷٪، هندو–اروپایی ۳٫۸٪، آسیایی و جزایر پاسفیک ۲٫۷٪، و دیگران ۰٫۷٪تاریخنخستین انسان‌ها در حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش (به روایتی ۲۵۰۰۰ سال پیش) از آسیا و از راه آنچه امروز تنگه برینگ نامیده می‌شود به قاره آمریکا آمدند. از این نخستین آمریکاییان سنگ‌نگاره‌ها و گورستان‌ها و برخی اشیا بجا مانده‌استاکتشافات و مهاجرت اروپاییان

    اگرچه گفته می‌شود که مردمان شمال اروپا مانند وایکینگ‌ها بارها به سواحل شرقی آمریکا آمده بودند ولی موج مهاجرت اروپایی‌ها، پس از سفر کریستف کلمب از کشور پرتغال به این قاره آغاز شد. در سال‌های ۱۶۰۰ به تدریج گروه‌های اروپاییان به قاره جدید آمده و در آنجا زندگی تازه‌ای را شروع کردند.

    اسپانیایی‌ها در منطقه فلوریدای امروز ساکن شدند. بریتانیایی ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروز را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را، که اکنون نیویورک خوانده می‌شود، ساختند و فرانسوی ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه می سی سی پی ساکن شدند.نام «آمریکا»

    نام «آمریکا» به احتمال زیاد از نام دریانورد ایتالیایی آمریگو وسپوچی [۱] ‏ مشتق شده است. این دریانورد سفرهای اکتشافی خود در قاره جدید را از برزیل کنونی شروع کرد و در نقشه برداری از سواحل قاره آمریکا نقش مهمی ایفا کرد. اولین بار نام «آمریکا» در سال ۱۵۰۷ میلادی در نقشهٔ یک کشیش آلمانی به نام «مارتین ولدزموئلر» ظاهر شد[۲]. این اولین نقشهٔ شناخته شده در جهان است که برای اولین بار تصویر نسبتاً کاملی از نیمکره غربی ارائه می‌کند. این کشیش آلمانی که در شهر «سن دی» فرانسه مشغول به کار بود، از اطلاعات آمریگو وسپوچی برای انتشار این نقشه بهره برده بود. در این نقشه کلمهٔ آمریکا روی منطقه برزیل کنونی نقش بسته است یعنی منطقه ای که وسپوچی اکتشافات خود را از آنجا آغاز کرد. جالب اینجاست که مارتین ولدزموئلر آلمانی فقط همین یکبار از «آمریکا» برای نامیدن قاره جدید استفاده کرد. وی نقشهٔ بعدی خود را ۹ سال بعد یعنی در سال ۱۵۱۶ منتشر کرد و در آن قاره آمریکا را «سرزمین ناشناخته» یا به لاتین «Terra Incognita» خوانددوران استعمار

    مناطق مختلف شرقی آمریکا چند بار بین قدرت‌های بزرگ اروپایی دست به دست شد. مهاجران بریتانیایی در بخش‌های زیادی از سرزمین جدید مستقر شدند و این بخش‌ها به‌صورت مستعمره بریتانیا اداره می‌شد. نبردهایی نیز بین مهاجران اروپایی و مردمان بومی آمریکا بر سر مالکیت زمین در می‌گرفت. قسمت بزرگی از سرزمین های شرقی قاره آمریکا مستعمره بریتانیا بود و تجار بریتانیایی با استفاده از نیروی کار رایگان بردگان آفریقایی از طریق بندرهای غربی این کشور مثل منچستر و گلاسگو و لیورپول سیستم تجاری بسیار پرسود و بی سابقه ای ایجاد کردند. دولت بریتانیا برای تأمین مخارج جنگهای استعمار و رقابت با قدرتهای دیگر اروپایی ابتدا مالیاتهای تجارت بین این کشور و مستعمرات آمریکایی را بالا برد، و سپس بطور فزاینده اقدام به دخالت و کنترل تجارت نسبتاً آزاد بین بریتانیا و مستعمراتش در قاره آمریکا کرد. این دخالت ها تا حدی بود که اقتصاددان مشهور آدام اسمیت در مورد عواقب آن به دولت برتانیا هشدار داده بود. تجار و مستعمره‌نشینان از پرداخت این مالیات ناراضی بودند و بالاخره به شورش علیه حکومت بریتانیا دست زدند. دولتهای اسپانیا و فرانسه که در آن دوران بزرگ‌ترین رقیب امپراتوری بریتانیا بودند، اقدام به کمک مالی و تسلیحاتی شورشیان کردند به این امید که بتواند دست بریتانیا را از مستعمرات وسیع آمریکای شمالی کوتاه کرده، آمریکا را تبدیل به متحد خود در مقابل بریتانیا نمایند.صلح با بریتانیا و استقلال مستعمرات

    بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمره‌ی آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بدست آمد. این ۱۳ مستعمره سابق در حالی اعلام استقلال کردند که هیچ یک هنوز دارای ویژگیهای حقوقی یک دولت\ایالت نبودند. با رفع مسايل حقوقی در ۱۷۷۷ و امضای اولین پیمان اتحاد در ۱۷۸۱، ایالات متحده آمریکا متشکل از ۱۳ ایالت بنیان گذاشته شد.

    دولت فرانسه که استقلال آمریکا را پیروزی بزرگی برای خود در مقابل بریتانیا می دید، با افزایش کمک های مالی و علمی سعی در نزدیک کردن کشور جدید با فرانسه داشت. در این راستا، معمار شهیر فرانسوی پیر شارل لانفان (Pierre Charles L'enfent) مامور شد نخستین طرح جامع شهرسازی را برای شهر جدید واشینگتن پایتخت کشور ایالات متحده ارائه دهد.

    فرانسه حتی تا یک سده پس از استقلال آمریکا از بریتانیا، کشور آمریکا را نزدیک و همسو و نمادی از صدور فرهنگ آزادی خواهی انقلابی فرانسوی می دید. به مناسبت صدمین سال استقلال آمریکا، دولت فرانسه در سال ۱۸۸۶ مجسمه بزرگی با عنوان «روشنایی آزادی در جهان می درخشد» به آمریکا هدیه کرد که هم اکنون در جزیره آزادی (Liberty Island) در بندر نیویورک نصب و به «مجسمه آزادی» مشهور است.جنگهای داخلی

    سال ۱۸۶۱، جنگ داخلی آمریکا رخ داد که یکی از خونین‌ترین جنگ‌ها از این نوع در جهان می‌باشد. علت این جنگ به برده‌داری در ایالات جنوبی مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به رهبری لینکلن، پایان گرفت.جنگهای جهانی

    در جنگ جهانی اول، پس از یک پیروزی امپراتوری آلمان بر روسیه تزاری، آمریکا پس از اعلام جنگ زیردریایی آلمانی‌ها در سال ۱۹۱۷، به مداخله در جنگ کشیده شد. پس از شکست آلمانی‌ها و آغاز جنگ جهانی دوم آمریکا در کنار بریتانیا و سایر متفقین بر ضد رایش سوم می‌جنگید. آمریکا که در ابتدا در این جنگ نیز بی‌طرف بود در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، با حمله هوایی ناگهانی ژاپن بر پرل هاربر (بندر مروارید) در هاوایی مواجه شد. این حمله که باعث کشته‌شدن تعداد زیادی از خدمه و سربازان نیروی دریایی آمریکا و بخش بزرگی از تجهیزات آن بود، بهانه اصلی حمله اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی در پایان جنگ جهانی دوم می‌باشد.

    با پیروزی متفقین، شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد.نظام سیاسی

    نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا جمهوری است. در این کشور سیستم تفکیک قوا به شکل کاملاً بارزی به مرحله اجرا درآمده‌است. نظام فدرالی ایالات متحده آمریکا نیز از ویژگی‌های حکومتی این کشور به شمار می‌آید. بنیانگذاران و نویسندگان اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده به دلیل نگرانی از ظهور نظام سلطنتی اروپایی که در آن پادشاه قدرت مطلق را در دست داشت، نظام سیاسی جدید خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در آن فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق بدست آورد.

    بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قوه مقننه و یا کنگره ایالات متحده آمریکا از دو مجلس تشکیل شده‌است که مسؤولیت قانونگذاری را به طور کامل بر عهده دارد: مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و مجلس سنای ایالات متحده آمریکا. در انتخاب نمایندگان آن بر اساس نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا، هیچ نهادی غیر از رأی مستقیم مردم نقش ندارد و نمی‌توان آن را منحل کرد.

    رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان رئیس قوه مجریه با رأی مستقیم مردم و از طریق آرای هیات الکترال انتخاب می‌شود و در برگزیدن مشاورانش به عنوان وزرا اختیارات کاملی دارد. در حقیقت رئیس جمهور، نیازی به کسب رأی اعتماد از کنگره ندارد و کنگره نیز متقابلاً نمی‌تواند با رأی عدم اعتماد، هیأت دولت و یا وزرا را برکنار کند.

    سیستم حقوقی ایالات متحده آمریکا کاملاً مستقل عمل می‌کند و نه قوه مجریه و نه قوه مقننه نمی‌توانند بر روند تصمیم‌گیری‌های آن تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور و یا کنگره نمی‌توانند مصوبات قانونی دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا را باطل اعلام نمایند و یا از اجرای آنان سر باز زنند. نظام حزبی در ایالات متحده آمریکا نیز در شکل‌دهی به سیاست و حکومت در این کشور نقش مهمی دارد.تقسیمات کشوری

    کشور آمریکا پنجاه ایالت دارد که هر کدام از این ایالات بنا بر سامانه فدرالی حاکم، دارای سطح بالایی از خودگردانی هستند.

    علاوه بر این ۵۰ ایالت، ناحیه واشنگتن دی سی جزو هیچ یک از ایالات آمریکا نیست و در منطقه خودمختار کلمبیا واقع شده‌است. ناحیه کلمبیا در واقع هدیه‌ای بود که مردم ایالت مریلند به همه ملت آمریکا دادند تا مرکز آمریکا یعنی شهر واشنگتن دی سی در آن بنا شود.

    آموزش و پژوهش
    پرچم ايالات متحده آمريکا در حال احتزاز برروی کره ماه در سفر آپولو ۱۷.
    پرچم ايالات متحده آمريکا در حال احتزاز برروی کره ماه در سفر آپولو ۱۷.
    آموزش و تحصیلات در سطوح مدرسه‌ای و متوسطه در ایالات متحده اکثرا توسط دولت پرداخت هزینه می شود. ایالات متحده با داشتن قریب به ۵٬۸۰۰ دانشگاه و یا موسسه آموزش عالی[۵] تقریباً امکان تحصیلات در سطوح آموزش عالی را برای تمامی افراد جامعه خود فراهم نموده‌است. وامهای کم بهره، کمک هزینه‌های بلا عوض، و انواع بورس‌های تحصیلی، از اقسام راههایی اند که دانشجویان اقدام به پرداخت شهریه‌های خود می‌کنند. در این میان دانشگاه ایالتی اوهایو با داشتن بیش از ۵۱٬۸۰۰ دانشجو در یک پردیس، پر جمعیت ترین دانشگاه آمریکا محسوب می‌شود

    اقتصاد

    ایالات متحده آمریکا اقتصادی مخلوط و از نوع کاپتالیستی دارد که بر مبنای منابع طبیعی فراوان، زیربنای توسعه یافته، و تولید انبوه می‌باشد. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده آمریکا نزدیک به ۱۳ تریلیون دلار، یعنی حدود ۲۰٪ تولید ناخالص جهان می‌باشد. ایالات متحده بزرگ ترین وارد کننده و دومین بزرگ ترین صادر کننده جهان (پس از آلمان) می‌باشد. کانادا، چین، مکزیک، ژاپن، و آلمان بترتیب بزرگ ترین شرکای تجاری آمریکا می‌باشند.[۷]

    ورودی ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در شهر نیویورک که بزرگ‌ترین بازار بورس در جهان در معاملات دلاری است.
    ورودی ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در شهر نیویورک که بزرگ‌ترین بازار بورس در جهان در معاملات دلاری است.

    آمریکا در دهه اخیر بزرگ ترین بدهی جهان را نیز بر شانه داشته است.[۸] برخلاف بسیاری از کشورهای توسعه یافته صنعتی، ثروتی که اقتصاد و صنایع آمریکا تولید می کنند کمتر از هزینه های آن کشور است و آمریکا برای جبران کمبود درآمد به سرمایه گذاری خارجی، قدرت دلار، و جریان سرمایه از کشورهای دیگر نیازمند است [۹].این موضوع باعث شده که افول روزافزون ارزش دلار [۱۰] [۱۱] و تصمیم سرمایه داران ثروتمند خارجی برای خروج سرمایه هایشان از آمریکا باعث نگرانی گردد[۱۲].

    بزرگ ترین قلم صادراتی آمریکا تجهیزات و ماشین آلات برقی می‌باشد در حالیکه بزرگ ترین اقلام وارداتی به آمریکا اتومبیل است.[۱۳] اما بزرگ ترین محصول تولیدی آمریکا مواد شیمیایی است[۱۴] و آمریکا همچنین در تولید برق، گاز طبیعی، و انرژی هسته‌ای در جهان رتبه نخست را داراست.

    بیشتر چرخهای اقتصادی آمریکا متعلق به بخش خصوصی بوده تا جاییکه بخش دولتی فقط ۱۲٫۴٪ تولید ناخالص ملی را سالیانه باعث می شود.[۱۵] با اینحال ۷۵٪ تولید ناخالص ملی محصول بخش خدماتی بوده‌است. با اینکه تولیدات کشاورزی آمریکا حدود ۱٪ تولید ناخالص ملی این کشور است، همین سطح تولید حدود ۶۰٪ کل تولیدات کشاورزی جهان را تشکیل می‌دهد.[۱۶]

    با داشتن ۱۶ میلیون نفر شاغل، بزرگ ترین بخش اشتغال آمریکا را بهداشت و خدمات اجتماعی تشکیل می دهد.[۱۷] از لحاظ مجموع ساعات کاری در طول سال، آمریکاییها بیشترین تعداد روز در سال را کار می‌کنند. با این حال در مقایسه با کشور‌های صنعتی دیگر، از نظر تولید بر حسب ساعات کاری آمریکاییها از برخی کشورهای اروپایی عقب ترند.[۱۸]

    در میان ۵۰ ایالت آمریکا، از لحاظ درآمد سرانه [۱۹]، ایالت نیوجرسی در رتبه اول، و ایالت میسیسیپی در رتبه آخر در مقایسه با ایالات دیگر قرار دارند.[۲۰] نزدیک به ۱۳٪ آمریکاییان در زیر خط فقر تعیین شده توسط دولت فدرال قرار دارند[۲۱][۲۲] و فاصله طبقاتی بین بالاترین و پایین ترین اقشار جامعه آمریکا همچنان در حال افزایش استدین

    نمایی از یک پرستشگاه مورمون. این فرقه همانند دیگر ادیان آمریکا دارای فعالیت‌های گسترده‌ای می‌باشد.
    نمایی از یک پرستشگاه مورمون. این فرقه همانند دیگر ادیان آمریکا دارای فعالیت‌های گسترده‌ای می‌باشد.

    در ایالات متحده آمریکا دین رسمی وجود ندارد، اما قانون اساسی ایالات متحده آمریکا آزادی ادیان را تضمین کرده‌است.

    بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا به شرح زیر بوده‌است: (۱)

    پروتستان ۵۲٪

    کاتولیک ۲۴٪

    مورمون ۲٪

    یهودی ۲٪

    مسلمان ۱٪

    دیگران ۱۰٪

    بدون دین ۱۰٪

    پروتستان‌های آمریکا نیز به فرقه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. برخی از آنان میلیون‌ها نفر را دربر می‌گیرند، در حالی که کلیساهای کوچک، تنها هزاران عضو دارند.

    برخی از فرقه‌های مذهبی معروف آمریکا عبارت‌اند از:

    اپیسکوپلین‌ها، پرسبی ترین‌ها، متدیست‌ها، باپتیست‌ها، یونیتارین‌ها، مریدان مسیح، کلیسای اصلاحی هلندی، کوایکرها، کانگروگیشنالیستفرهنگ و هنر

    آمریکا دارای صعنت فیلم سازی و سینمای بسیار بزرگی است که مرکز آن هالیوود در شهر لس آنجلس است. هالیوود امروزه با ۶۳ میلیارد دلار درآمد، ۳۵ درصد کل تولیدات صنعت فیلمسازی جهان را به خود اختصاص داده‌است.[۲۵]

    از سبکهای موسیقی آمریکایی می توان به سبکهای جاز، بلوز، هیپ هاپ و کانتری اشاره کرد.

    در ادبیات اسامی نویسندگانی چون ارنست همینگوی، مارک تواین، ادگار آلن پو، تی اس الیوت، ویلیام فاکنر، تنسی ویلیامز، جی دی سالینجر، آیزاک آسیموف، مایکل کرایتون، و ریموند کارور آشنای نزدیک صاحبان قلم ادبیات جهان اند.

    در عرصه هنر نیز از فرانک لوید رایت گرفته تا اندی وارهال آثار بسیاری به جهانیان عرضه گردیده و شاید کمتر کسی از علاقمندان به تئاتر باشد که نام و آوازه برادوی را نشنیده باشد.

    در زمینه ورزش آمریکاییان بیش از دیگر ورزش‌ها به فوتبال آمریکایی، بیسبال، و بسکتبال توجه و علاقه نشان می دهند. با اینحال ورزشهای دیگری همچون هاکی روی یخ، اتومبیل رانی، تنیس، و گلف نیز دارای محبوبیت خاصی اند. و ورزش‌های لاکروس و بسکتبال البته اختراعاتی آمریکاییند.[۲۶][۲۷]

    قوای نظامی

    + نوشته شده توسط nima در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 20:55 |
    جمهوری فدراتیو برزیل بزرگ‌ترین و پر‌جمعیت‌ترین کشور امریکای جنوبی است. پایتخت آن برازیلیا است. زبان رسمی این کشور زبان پرتغالی است.تاریخ

    از حدود ده‌هزار سال قبل اقوام نیمه مهاجر در برزیل زندگی می‌کردند. با ورود پرتغالی‌ها در سال ۱۵۰۰، برزیل مستعمره شد. پرتغالی‌ها بردگانی از نقاط دیگر قاره آمریکا بدانجا اوردند. بعدها بیشتر بردگانی که به برزیل آمدند از افریقا بودندسیاست

    تا قبل از ۱۹۶۴ دوازده حزب موجود بود که به‌وسیله حکومت دیکتاتوری برانکو ممنوع از فعالیت شدند.حزب کارگر در قبل از آن هم یعنی در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ وضعیت خوبی نداشت. آن زمان حکومت نیمه فاشیستی وارگاش و ونوو قانونچه کوربوراتیویستی را بر آن حزب تحمیل کرد. به هر حال در ۱۹۶۴ دو حزب اتحاد ملی و جنبش دمکراتیک ملی رسما از طرف دولت اعلام شد.فرهنگ

    موسیقی برزیل مانند مردمانش متنوع است. مشهورترین نوع موسیقی برزیل سامبا است. در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نوعی موسیقی به نام بوسانوا در ساحل‌های ریو دو ژانیرو شکل گرفت. نوازندگانی مانند استن گتز با بردن این موسیقی به آمریکا آن را جهان‌گیر کردند. آهنگ «دختری از ایپانما» ساخته آنتونیو کارلوس ژوبیم معروف‌ترین بوسانوای برزیل است و به آهنگی استاندارد تبدیل شده است.

    هایتور ویا-لوبوس آهنگساز برزیلی نیز با آمیختن نغمه‌های محلی برزیل با روش‌های موسیقی کلاسیک معروف‌ترین آهنگساز موسیقی مدرن برزیل است.

    چند چيز بريل را در دنيا به شهرت رسانده است : يكي در فوتبال كه تيم ملي اين كشور با داشتن نوابغي مانند "پله" تا "رونالدينيو" و پنج دوره قهرماني در جام جهاني، دنيا را محو هنر ستارگان بي مانند خود كرده است. ديگري قهوه برزيل. كه اين كشور بزرگترين توليد كننده و صادر كننده انواع و اقسام قهوه به تمام دنيا ميباشد. در ضمن جشن كارناوال برزيل كه همه ساله در ايام نخستين سال جديد ميلادي در شهرهاي اين كشور بوسيله گروههاي مختلف اجرا ميشود .شهرهای مهم

    + نوشته شده توسط nima در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 15:8 |


    Powered By
    BLOGFA.COM